Tag Archives: #اضطراب

اضطراب…

اضطراب به مقدار کم، پدیده سودمندی است . بدون وجود این حس، ممکن است هنگام رد شدن از خیابان کشته شویم، و یا به خاطر رعایت نکردن بهداشت دچار بیماری شویم. اضطراب به ما می‌گوید که ممکن است اتفاقی بیفتد و معمولا به خاطر تغییرات محیطی، خاطرات و تخیلات، ایجاد می‌شود.

اضطراب در انسان‌ها عمدتاً به دلیل از دست دادن جایگاه و احترام ظاهر می‌شود. اما آن‌چه به عنوان ناهنجاری می‌شناسیم اضطراب بیماری‌گونه است که با ۵ عامل شناسایی می‌شود :

  •  اسکن کردن: دریافت اطلاعات بیش از حد و غیر لازم
  • رقابت افکار: افکار به قدری سریع پیش میروند که از واقعیت دور می‌شوند
  • تکرار مکررات: وقتی به موضوع مشخصی، بارها و بارها فکر می‌‏کنیم
  •  عدم اعتماد به نفس و ترس از قضاوت دیگران بصورت افراطی
  • عدم اعتماد به دیگران و قضاوت آن‌ها
  • باید بدانیم که اضطراب تنها هشداری است برای اتفاقی که ممکن است بیفتند و نه خود آن اتفاق، پس باید هشدار را بررسی کنیم، اما نباید غرق در آن شده و واقعیت را تحریف کنیم .

انواع اضطراب

  • اضطراب ذاتی: هر انسانی با ویژگی‌های احساسی خاصی به دنیا آمده و اضطراب هم یکی از این ویژگی‏‌هاست.
  • اضطراب موقعیت محور: موقعیت‌های خاص در زندگی می‌توانند درجه اضطراب را به شدت بالا ببرند، مثل: امتحان دادن،رانندگی، سخنرانی و یا اجرا در ملا عام .
  • اضطراب گاهی هم میتواند از علائم اتفاقات دیگری مثل مریضی های روانی، استرس یا عوامل فیزیکی ، گرسنگی، خستگی یا مریضی باشد.

شما تا چه حد خودتان را مضطرب می‌دانید؟ آیا تا به حال راه‌حل مناسبی پیدا کردید؟ 

«روزهایِ کرونا: بخش دوم؛ نگرانی»

“موقعیت‌های زندگی یک تجربه است”

قبل از هرچیز بهتر است مفهومِ «نگرانی» را با مقوله‌ی «اضطراب» در روان‌شناسی جدا سازیم. ممکن است به‌کرات شنیده باشیم، در روزهای مواجهه با کرونا، از اضطراب رنج می‌بریم. امّا مشاهدات نشان می‌دهند، اغلب کودکان به‌جای تجربه‌ی «اضطراب»، پذیرای احساس «نگرانی» بوده و هستند. تفاوت اصلی این‌دو در میزان تأثیرگذاری‌شان است. به‌طورساده، نگرانی جنبه‌ی ذهنی-فکری داشته و اضطراب ممکن است علاوه‌بر ذهن‌و‌فکر فرد، تمام نقاط بدن را دربرگیرد. یک مثال معروف در این زمینه وجود دارد. ممکن است افراد برای دیررسیدن به پروازشان، نگران باشند. اما به‌هنگامِ بلندشدن هواپیما، اضطراب را با درجات مختلف تجربه کنند. کودکان باتوجه به شرایط پیش‌آمده، احتمال می‌رود، بیش‌از‌آن‌که مضطرب باشند، نگران هستند. نگرانی آن‌ها(به‌احتمال‌زیاد، کودکان ۸سال تا۱۲سال) بیش‌ از هرچیز شامل برهم‌خوردن فرایند همیشگی زندگی‌شان است. نگرانی کودکان ۸سال‌به‌پایین، از آن‌جهت که آن‌ها شرایط رفتن به مدرسه را تنها در یک سال تجربه کرده‌اند، احتمال دارد، پایین‌تر باشد. نگرانی برای افراد، بیش‌تر جنبه‌ی «حله‌مسئله*» دارد. یعنی موقعیتی است که می‌توان با انجام‌ چندین‌کار، نگرانی به‌وجودآمده را کاهش داد. برای آن‌که نگرانی کودکان را تا حد قابل‌توجهی تقلیل داد، راه‌کارهای مختلفی مطرح شده. البته هنوز مستندات درخور و کاربردی‌ای در باب این دوران ارائه نگردیده است، با‌این‌وجود هفت راه‌حل زیر، برای روزهای درخانه و غیره پیشنهاد می‌گردد:

•به کودکان راجع‌به شرایط پیش‌آمده اطلاعات بدهیم. به آن‌ها با زبان <واقع‌بینانه> توضیح دهیم و حرف بزنیم. اطلاعات دقیق و مناسب، موجب از‌بین‌رفتن سردرگمی و در نهایت نگرانی خواهد بود. بهتر است ذهن آن‌ها خود تولید خیال‌بافی‌های گنگ و مبهم نکند.

•تلاش کنیم، تا‌حد‌امکان، محیط‌ زندگی‌مان عاری از هرگونه تنش باشد. لازم است بلافاصله، وقتی فضای خانه به‌طرف تنش می‌رود، از عمق و سرعت آن جلوگیری کنیم. ما با یک نگرانی «خارج‌از‌خانه» روبه‌رو هستیم، لازم نیست روی آن یک نگرانی «داخل‌از‌خانه» نیز بگذاریم.

•به مفهوم «گروه»‌بودن و «کار جمعی» اهمیت دهیم. قرار نیست در محیط خانه، نقش پدر‌و‌مادر فقط مراقبت یک‌سره از کودک یا کودکان باشد. در فضای داخلی خانه نیاز به تقسیم‌ ‌کار بیش‌از‌‌پیش تأکید می‌شود. این مهم منجر به مسئولیت‌پذیری‌فردی و در انتها تعهدجمعی می‌گردد.

•بزرگ‌ترها بهتر است یک برنامه‌ریزی روزانه با هم‌کاری کودکان تدوین کنند. این برنامه‌ریزی ممکن است، از‌آن‌جهت‌که طرفین در برنامه‌های یک‌دیگر دخیل باشند، موجب پیش‌بُرد روابط_عاطفی گردد. اگر کودک ترجیح می‌دهد مثلاً کارتونA را هر روز سر ساعتB ببیند، پیشنهاد می‌شود بزرگ‌تر هم‌پای او باشد و گاه از او سؤال بکند. به‌طورکلی این موقعیت، موردعلاقه‌ی کودکان است.

•محیط حمایت‌گرانه؛ منظور این است به‌مراتب مختلف کوشش شود آن‌ها حس حمایت را در خلال دل‌گرمی احساس و لمس کنند. درباره‌ی دغدغه‌های‌شان بشنوید، چیزهایی که ممکن است اذیت‌شان می‌کند، و تلاش کنید واقع‌بینانه آن‌ها با شرایط پیش‌‌آمده روبه‌رو شوند و آن را بگذرانند.
بخش قابل‌توجهی از نگرانی‌ها زمانی‌که به‌زبان می‌آید و درمیان‌گذاشته می‌شود، کم‌رنگ می‌شود.

•تاحد‌امکان از اخبار؛ چه آن خوش‌بینانه‌های نسنجیده و چه آن بدبینانه‌های فاجع‌آمیز فاصله داشته باشند. این به‌آن معنی نیست که یکهو با دست‌پاچگی و تعجیل نگذارید اخبار را تماشا کنند. گاه ممکن است رفتار بزرگ‌سالان‌از محتوای اخبارِ پخش‌شده نگران‌کننده‌تر و آسیب‌زاتر در نظر کودک جلوه سازد.

•ما شرایط را «تحمل» نمی‌کنیم، ما قرار است این دوران را در کنار یک‌دیگر «به‌سلامت» بگذرانیم. ممکن است فشار روانیِ به‌وجودآمده موجب شود، یکی از بزرگ‌سال‌ها بگوید ”این ده‌روز هم بگذرد، همه راحت شویم”، کودک نباید احساس کند ما از کنار هم‌بودن ناراحت هستیم، خیر؛ شرایط «خارج‌ازخانه» ناراحت کننده است و همه موظف به گذر از آن با یاری یک‌دیگر هستیم

•یکی‌ از پرسش‌های پیشنهاد‌شده، در ارتباط با کودکان این است که از آن‌ها بپرسیم «به‌نظرت ما از این دوران چه‌چیز یاد خواهیم گرفت؟» چه‌خوب است در همین وضعیت نامتعادل نیز ما به کودکان نگرشِ “موقعیت‌های زندگی یک تجربه است” را آموزش دهیم. رشد شناختی کودک، در گروِ این نگرش گاه خواهد بود. نگرشی که تاب‌آوری کودکان را نیز بالا می‌برد و در مواجهه با مسائل زندگی او را ایمن و آماده می‌سازد.

در یادداشت بعد، سراغ مقوله‌ی دیگری درباره‌ی «روزهای_کرونا» خواهیم رفت.
دسته نوشته های عماد رضایی‌نیک

وبینار«چگونه به فرزندانمان درباره کرونا توضیح دهیم؟»

مؤسسه پژوهشی روان‌شناختی “سروهانا” با همکاری مرکز مشاوره مهتاب برگزار می‌کند:
شما با نصب اپلیکیشن مشاوره آن‌لاین فارگو می‌توانید از خدمات نوین روان‌شناختی بهره‌مند شوید.
وبینار«چگونه به فرزندانمان درباره کرونا توضیح دهیم؟»
یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید مدنظر داشت این است که کودکان با کمک و همراهی بزرگسالان جهان را درک می‌کنند،به‌همین دلیل کودکان بسته به نحوه بیان بزرگسالان،‌ کم یا زیاد دچار اضطراب می‌شوند و ممکن است به روش‌های مختلفی واکنش نشان ‌بدهند، مثلاً بیشتربه والدین بچسبند، مضطرب و گوشه‌گیرو یا عصبانی و آشفته شوند. هم‌اکنون فرصت مناسبی است که به کودکان بیاموزیم، زمانی‌که در مورد مسائل، احساس نگرانی می‌کنند، به شیوۀ سالم با دیگران درمیان بگذارند. به‌عنوان مثال با یک بزرگسال مورد اعتماد صحبت کنند، نفس عمیق بکشند، نقاشی کنند، در مورد احساسات‌شان داستان بنویسند…
در این وبینار در کنار شما هستیم برای فردای بهتر فرزندانمان. با ما همراه باشید.

مدرس: فاطمه محمدتبار روان‌درمان‌گر فردی

تاریخ برگزاری:19 فروردین

زمان: جمعه ساعت 17

وبینار«کنترل اضطراب و استرس در بحران‌ها»

مؤسسه پژوهشی روان‌شناختی “سروهانا” با همکاری مرکز مشاوره مهتاب برگزار می‌کند:
شما با نصب اپلیکیشن مشاوره آن‌لاین فارگو می‌توانید از خدمات نوین روان‌شناختی بهره‌مند شوید.

وبینار«کنترل اضطراب و استرس در بحران‌ها»

مدیریت اضطراب‌های ذهنی و جسمی؛ اولین گام در شرایط بحرانی است. تنش‌های روحی و روانی وارد شده بر جسم و ذهن، آثار قابل ملاحظه‌ای بر زندگی آدمی خواهد داشت. به‌همین دلیل آشنایی با اصول و شیوه‌های اثربخش «کنترل اضطراب و استرس در بحران‌ها»، بیش از پیش احساس می‌شود. همانطور که می‌دانید افراد واکنش‌های متفاوتی مانند، اضطراب، اشتغال ذهنی، سردرگمی‌، دوگانگی و…در رویارویی با بحران دارند. داشتن تفکّرمثبت نیز یکی دیگر از ویژگی‌های شخصیتی افراد موفّق در مقابل بحران است.
🔍سرفصل‌های مورد برسی در این کارگاه
📍داشتن تفکّرمثبت و تمرین در زمان حال بودن
📍مسئولیت پذیری
📍اهمیت مدیریت احساسات و هیجانات
📍برچسب نزدن به خودتان یا دیگران

مدرس: اکرم عباسی روان‌درمان‌گر خانواده
تاریخ برگزاری:18 فروردین
زمان: جمعه ساعت 17

نه فاجعه‌سازي كنيم و نه انكار؛ با واقعيت رو برو شويم…

«مؤسسه پژوهشی روان‌شناختی سروهانا با همکاری مرکز مشاوره مهتاب»
حواسمان باشد که فاجعه‌سازی باعث ایجاد اضطراب می‌شود.
اضطراب به‌شدت کشنده‌تر از کرونا است.

تلفن تماس:02122511332   02122513148

آدرس: پاسداران، بوستان دوم، نبش ایستگاه مترو زین‌الدین، پلاک 12، واحد 3

#سروهانا #مهتاب؛ بنیانگذار خدمات نوین روان‌شناختی

کودکِ من

کودکان اطراف ما- مهارت‌های شناختی

اختلال اضطراب جدایی

اصلی‌ترین ویژگی اختلال اضطراب‌جدایی، اضطراب غیرواقعی و افراطی از جدایی یا پیش‌بینی جدایی از نمادهای دلبستگی، است.کودک ممکن است از موقعیت‌هایی که به جدایی از مراقبین اصلی می‌انجامد (رفتن به مهدکودک یا دبستان، تنها خوابیدن یا آشنایی با شخص جدید) اجتناب ورزد. کودکان گاهی رفتارهایی همچون قشقرق راه انداختن، جیغ زدن، بهانه آوردن و تهدیدکردن روی می‌آورند. شکایت جسمانی نیز رایج است که در حقیقت پاسخی به پیش‌بینی جدایی می‌باشد و با رفع تهدید جدایی کاهش می‌یابند.

اختلال اضطراب فراگیر

کودکانی با این اختلال دچار نگرانی‌هایی هستند که بیشتر کودکان بی‌توجه از کنار آن می‌گذرند.این کودکان به‌عنوان “بزرگسالان کوچک” تلقی می‌شوند و نگرانی‌های بیش از حدی در مورد موضوعات مختلف دارند.
فوبی

مرکز اصلی این ترس ممکن است پیش‌بینی آسیب دیدن از جنبه‌هایی از یک شی یا موقعیت باشد.

اختلال وسواس-اجبار

ایده‌ها، افکار، تصاویر یا تکانه‌های پایدار یا تکراری هستند و پوچ و نفرت‌انگیز تلقی می‌شوند.

وسواس ها خود را به سه شکل نشان می‌دهند.

۱- افکار

افکار وسواسی کلماتی هستند که دایم در ذهن شما زنگ می‌زنندو تکرار می‌شوند.

۲- ترس‌ها

ترس‌های وسواسی عبارتند از احساسات، انگیزه‌های ناگهانی، یا نگرانی‌هایی درباره این موضوع که مبادا کاری نابجا، ناشایست، یا نامطلوب انجام دهید.

۳- تصاویر ذهنی

تصاویر ذهنی تصاویری ناخوانده و مزاحم هستند که در ذهن‌ شکل می‌گیرند و معمولا صحنه‌هایی پر خشونت، ترسناک، از لحاظ اخلاقی مذموم، عجیب و غریب و نامطلوب را نشان می‌دهند. تصاویر ناراحت‌کننده شامل صحنه‌هایی درباره سکس با حیوانات، کودک‌آزاری یا آدم کشی فجیع هستند.

اجبارها اعمالی هستند که مردم احساس می‌کنند مجبورند انجام دهندتا با وسواس‌ها مقابله کنند یا با آن‌ها کنار بیایند. این اعمال معمولا شکل رفتار ها، یعنی، رفتار های فیزیکی، را به خود می‌گیرند، مثل شستن دست‌ها یا چک کردن مکرر قفل درها و پنجره ها و…  وظیفه اجبارها خنثی کردن وسواس‌ها یا کاستن است.
اجبارها وظایف زیر را بر عهده دارند:
کاهش اضطراب، از بین بردن ترس،کاهش ناراحتی، افزایش اطمینان، قوت قلب گرفتن، افزایش احساس امنیت.

اختلالات اضطرابی ازجمله اختلالات روان‌شناختی است که منشأ فیزیولوژیک آن کاملاً شناخته‌شده نیست، ولی ارتباط تنگاتنگی با اختلالات افسردگی دارد.

صحتِ روان، سلامتِ روح

کودکان اطراف ما- مهارت‌های شناختی- اختلال اضطراب جدایی

پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که تقریباً 50 درصد کودکانی که در سال‌های پیش‌دبستانی مشکلات رفتاری دارند، این مشکلات را در مقطع ابتدایی و دوره‌های  بعدی زندگی به‌همراه دارند. از رایج‌ترین مشکلات رفتاری و عاطفی سنین کودکی اضطراب است که حدود نیمی از کودکان مبتلا علاوه بر آن دچار یک اختلال ثانویه نیز می‌شوند،که این مسئله در ابتدای نوجوانی می‌تواند منجر به بروز حساسیت در روابط بین‌فردی گردد؛ بنابراین اقدام به پیشگیری‌های زودهنگام برای کاهش اثرات بلند مدت منفی و بالقوه این مشکلات، ضروری است.
باید پذیرفت که مشکلات رفتاری و عاطفی این کودکان اغلب به‌طور طبیعی کاهش نخواهد یافت در نتیجه امروزه توجه خاص و فزاینده‌ای به امر پیشگیری و درمان مشکلات و درمان مشکلات کودکان در دوران اولیه زندگی و پیش‌دبستانی می‌شود.

اختلال اضطرب جدایی

انواع اختلالات اضطرابی دوران کودکان

اختلال اضطرابی ازجمله اختلالات روان‌شناختی است که منشأ فیزیولوژیک آن کاملاً شناخته‌شده نیست، ولی ارتباط تنگاتنگی با اختلالات افسردگی دارد.
اضطراب به‌طور کلی در جریان تحول وجود داشته و در موقعیت‌های جدید و در پاسخ به موقعیت‌های اضطراب بروز می‌کند، گااهاً اضطراب ناشی از نگرانی در مورد آینده است و ترس واکنشی به رویداد کنونی. احساس اختلال اضطرابی می‌تواند دارای نشانه‌های فیزیکی همچون تپش قلب و لرز باشد.

اکثر افراد مبتلا ممکن است این اختلال را در طول زندگی با خود حمل کنند؛ مثلاً اختلال اضطراب جدایی پیش‌زمینه‌ای برای اختلال اضطرابی دیگر و افسردگی در دوره نوجوانی و بزرگسالی باشد.
مهم‌ترین قسمت تشخیص بین اضطراب و استرس است که اهمیت زیادی دارد. یک اختلال اضطرابی مدت زمان زیادی دوام دارد در حالی که استرس معمولاً کوتاه مدت بوده و به‌احتمال زیاد با برطرف شدن مسئله پیش آمده، دریافت حمایت اجتماعی و تغییرات محیطی برطرف می‌شود.

SCARED

پرسش‌نامه‌های متعددی برای خودسنجی کودک و والد وجود دارد از جمله سیاهه اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب کودک (SCARED) که ابزاری خودسنجی می‌باشد.

اختلالات اضطرابی رایج‌ترین اختلال روان‌پزشکی در دوران کودکی، نوجوانی و بزرگسالی است. میزان شیوع این دسته اختلالات بسته به گروه سنی متفاوت است. چهار مورد از رایج‌ترین‌ها عبارتند از: اختلال اضطراب جدایی، فوبی ویژه، اختلال اضطراب فراگیر،و اختلال وسواس اجباری…
ادامه این مطلب را در پست بعدی بخوانید.

خشم؛ وراثتی و مهارنشدنی یا…

خشم طبیعی است و در صورت مدیریت صحیح می‌تواند مفید هم باشد؛ خشم مهار نشده می‌تواند به خود فرد و دیگران آسیب برساند؛
از فرزندان‌تان بپرسید چه چیزی عصبانی‌یتان کرده است؟ تأکید کنید که خشم هم طبیعی است و هم پیچیده.
خشم می‌تواند خوب یا بد، شدید یا ملایم باشد یا چیزی بیش از آن‌چه به نظر می‌رسد. خشم معمولاً، شامل احساس ترس، آسیب، ناراحتی یا هیجان نیرومند دیگری است. خشم هم مثل اتومبیل پر از چرخ، دنده و سوراخ سنبه‌های بسیار است و بنابراین سر در آوردن از آن کلی طول می‌کشد. مردم معمولاًخشم را چیز بدی می‌دانند. مسلماً اگر نتوانیم خشم‌مان را مهار کنیم، به دردسر می‌افتیم، اما خشم می‌تواند خوب هم باشد.
خشم افراد را برمی‌انگیزد تا تغییرات بزرگی در زندگی‌شان ایجاد کنند. خشم می‌تواند افراد را وادار سازد تغییرات سیاسی بزرگی در جهان به وجود آورند. به علاوه خشم می‌تواند افراد را به تغییرات فردی وادارد مانند تغییر روابط، تغییر شغل یا تغییر دادن خط‌مشی‌های مدرسه.

البته خشم جنبۀ دیگری هم دارد. وقتی به درستی مدیریت نشود، موجب هر نوع آسیبی می‌شود و به‌جای بهبود روابط می‌تواند موجب اخراج از کار یا به زندان افتادن انسان شود و در بدترین حالت‌ها می‌تواند موجب مرگ یا از کار افتادن عضوی از بدن شود.
در مغز بخشی به نام دستگاه لیمبیک وجود دارد که شبیه استخوان جناق است و در وسط مغز جای دارد، به این بخش مغز هیجانی می‌گویند. دستگاه لیمبیک قبل از این‌که بخش تفکر منطقی مغز، خشم را تشخیص دهد، آن را شناسایی می‌کند و به عملکرد شما سرعت می‌بخشد. این دستگاه، خون را به ماهیچه‌های بزرگ می‌فرستد و دستگاه هاضمه را خاموش می‌کند تا برای بروز واکنش آماده شوید. قلب تندتر می‌زند، سرعت تنفس افزایش پیدا می‌کند، احساس می‌کنید صورت‌تان داغ یا قرمز می‌شود، عضلات سفت و دهان خشک می‌شود.و همۀ این اتفاقات قبل ای‌که بخش تفکر مغز بداند شما خشمگین شده‌اید روی می‌دهد.

به همین دلیل مردم همیشه می‌گویند: «صبر کن و اول فکر کن.»

سبک‌های مختلف خشم

  • سرزنش‌کننده: همیشه فکر می‌کند شخص دیگری مقصر است.
  • انبار کننده: همه‌چیز را درونش می‌ریزد و وانمود می‌کند مشکلی وجود ندارد.
  • مثلث‌ساز: بدگویی می‌کند و دیگران را نیز وارد تعارض می‌کند، می‌کوشد کسی را به طرفداری از خود پیدا کند.
  • عقب‌نشینی‌کننده: خودش را از موقعیت کنار می‌کشد و دیگر با کسی که از دست‌اَش عصبانی است حرف نمی‌زند.
  • منفجرشونده: کنترل‌اَش را از دست می‌دهد و شروع به داد و فریاد، پرت کردن اشیا، ناسزاگویی و کارهایی از این قبیل می‌کند.
  • تحقیرکننده: رفتارش زننده شده، حرف‌های طعنه‌آمیز یا ناراحت‌کننده می‌زند.

مدیریت خشم

برای بر عهده گرفتن مسئولیت خشم، باید از اعماق وجود بدانید که…

ادامه مطلب را در پست بعدی بخوانید

«او به‌معنای واقعی چه‌کسی است؟»

یاداشت‌های عماد رضایی‌نیک

رویکردهای فرزندپروری امروزه زیاد شده‌اند. پدر‌و‌مادرها گاه گیج و سردرگم می‌مانند که کدام روش را انتخاب کنند و پیش بگیرند. اصلاً آیا این‌همه رویکرد و راهکار مؤثر و نتیجه‌بخش است؟ به‌حتم خیر. بیایید این مسئله را طورِ دیگر جلو ببریم. شاید خیلی از پدرو‌مادرها دغدغه‌شان نباشد بدانند نوعِ رابطه‌شان با فرزند و یا فرزندان‌شان چه‌طور‌ باشد؟ یعنی سال‌ها، بی‌تفاوت و بی‌اهمیت بگذرد تا فرزند بزرگ و بزرگ‌تر شود. از سوی دیگر، کسانی باشند که نگران و آینده‌نگرانه به روزهای پیشِ‌رو نظر بیندازند. چه‌کار می‌شود کرد؟
بیایید ساده‌ترین کار را بررسی کنیم. این ساده‌ترین‌ کار‌ احتمالاً واجب‌ترین شاخصه‌ی پدر‌و‌مادری هم است. خیلی از پدر و مادرها خیلی زود پا پَس می‌کِشند و به‌این عقیده می‌رسند فایده‌ای ندارد. اما فایده‌ دارد، مثمرثمر خواهد بود، اگر پیش برود. یعنی فقط انجام شود. این ساده‌ترین راه یعنی تلاش کنم بدانم، بفهمم و درک کنم فرزندم چه‌کسی است؟ درک‌کردنِ یک آدم شاید یک وظیفه‌ و یا مسئولیتِ اجتماعی به‌حساب نیاید. اما درکِ فرزندمان یک پیش‌شرط است، اوجبِ واجبات است، یک «باید» به‌شمار می‌رود. درکِ فرزندم یعنی او چه‌چیز در این دنیا می‌خواهد؟ او چه‌چیز دوست دارد؟ مشغله‌های فکری‌اش چه است؟ آیا توانسته‌ام خودم را به طریقِ فکری‌اش نزدیک کنم؟ آیا از «او» خبر دارم؟
می‌دانید ممکن است نسل‌های زیادی بزرگ شده‌اند بی‌آن‌که قدری فهمیده و درک شده باشند!
می‌دانم فرزندِ دل‌بندِ من دلش می‌خواهد چه بشود و از همه مهم‌تر در خلوت خودش، در بزنگاه‌های فکری‌اش به‌این نتیجه می‌رسد پدر‌و‌مادرش چه‌قدر او را می‌فهمند. راستش شاید بهترین احساس در جهان همین باشد. همین که آدم‌ها به‌‌این نتیجه می‌رسند فهمیده شده‌اند. پس بیایید تلاش کنید بفهمید و بدانید فرزندتان چه‌کسی است؟ این‌که می‌گویم درباره‌اش بدانید نه‌این‌که هر روز سین‌جین‌اش کنید تا او مدام به‌شما حرف بزند. او را رصد کنید، به حرف‌هایش توجه کنید.

به علاقه‌مندی‌هایش توجه کنید، به علاقه‌مندی‌هایش توجه کنید و به علاقه‌مندی‌هایش توجه کنید.

این را سه‌بار نوشتم.
درکش کنید به هنگام شکست و ناکامی چه‌چیز حالش را جا می‌آورد؟ و همیشه همراهش باشید. در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها. شناخت کاستی‌ها و توان‌مندی‌ها ما را به‌سمتِ رفتار سازنده و تعامل‌محور می‌کشاند. تمرکز بر توان‌مندی‌ها و به‌تدریج بر حلِ کاستی‌ها قدم‌نهادن، چاره‌اندیشی و کار‌کردن. اگر بدانم فرزندم کاستی دارد و معنای کاستی‌اش را بفهمم، آن‌وقت شاید از پَسِ مشکلش برآمدم.
یادمان نرود به‌قول «آلفرد_آدلر» پذیرش نقص‌ها یکی‌ از شرط‌های مهم در سلامت روان‌مان است.
حتم درباره‌ی فرزندمان نیز پُر کاربرد باشد.
اگر وقت نکردید و یا به‌هیچ‌وجه دل‌تان نمی‌خواست از رویکرد خاصی تبعیت کنید و تأثیر بپذیرید، تلاش کنید فرزندتان را بفهمید. بهترین پدر‌و‌مادرها، آن‌هایی هستند که فرزندشان را می‌شناسند، او را می‌فهمند و می‌دانند او به‌معنایِ واقعی چه‌کسی است؟

چرایی ترس‌هایی درست یا نادرست…

نویسنده: سید محمد هادی موسوی

ماه مهر کابوس امتحان

مهرماه، زمان بازگشایی مدارس و یادآوری خاطرات تلخ و شیرین دوران تحصیل است. خاطراتی که بارها به روش‌های مختلف مرور و بازسازی شده است. اما بازسازی یک خاطره، تقریبا برای همه به صورت یکسان اتفاق می­‌افتد.
بسیاری از ما در خواب، «کابوس امتحان» را تجربه کرده‌­ایم. در سال‌های اخیر، این کابوس گستردگی بیشتری یافته است. انواع مختلف بازسازی این خاطره در خواب، گزارش شده است؛”نرسیدن به امتحان”، “آماده نبودن جهت امتحان”، “فراموشی جواب‌ها”، “ذیق وقت جهت پاسخگویی” و مواردی از این دست، جزو خواب‌های تکراری بشر در سراسر جهان بوده است. اما راز این کابوس مشترک، چیست؟

براساس دیدگاه‌های روان‌شناسی، افراد، علاوه بر «ناخودآگاه فردی»، یک «ناخوداگاه جمعی» نیز دارند. این ناخود آگاه که به صورت موروثی، ادارکات و رهیافت‌های نسل‌های پیشین بشر را به نسل جدید منتقل می­‌نماید، در صُوَر گوناگون، نمود پیدا می­‌کند. این ادارکات با عنوان کهن الگو (آرکی تایپ) در فضای اسطوره­ای برساخته می‌­شوند.
به عنوان مثال؛ اسطوره پروری، اعتقاد به منجی، تمایلات مردانه‌­ی زنان (آنیموس) و تمایلات زنانه‌­ی مردان (آنیما)، جامعه مرد سالار و غیره از جمله این کهن الگوهای ذهنی هستند. کهن الگوها به زندگی اجداد ما بازگشته و به روش‌های مختلف در دنیای امروز بازسازی می‌­شوند. یکی از این روش‌ها، خواب دیدن است. از نظر روان‌شناسی تحلیلی، ناخودآگاه جمعی بشر به‌دلیل‌ آنکه از یک منشا منشعب شده، خاطرات مشترک فراوانی دارد که به شکل خواب (راه میان‌بر بین خودآگاه و ناخودآگاه) نمایان می‌­گردد.

از این رو خواب‌های مشترک بسیاری در بین مردم در فرهنگ‌ها و جغرافیای مختلف وجود دارد. افتادن از درخت یا بلندی، دویدن در محیط تاریک، فریاد زدن بی صدا، عریان شدن در ملا عام، پرواز کردن و… جزو خواب‌های تکراری بشر است. طبق نظریه‌های روان‌شناسی تکاملی، به دلیل ساکن بودن اجداد بشر در جنگل، این خاطرات از اجداد ما در ناخودآگاه جمعی‌مان، ثبت شده است. طی هزاران سال، این رفتار بشر از خودآگاه، به ناخودآگاه تبدیل و طی نسل‌های مختلف در ناخودآگاه جمعی بشر تثبیت و در خواب، به تصویر کشیده می‌­شود.

خواب‌های تکراری بشر در طی هزاران سال ساخته و پرداخته شده اند اما فرآیند امتحان دادن، فرآیندی هزار ساله نیست که در ناخودآگاه جمعی بشر تثبیت شده باشد. پس چرا این خواب، فراگیر شده است؟

هنوز توجیه دقیقی درمورد «کابوس امتحان» ارائه نشده اما برخی از روانشناسان معتقدند طی صده اخیر، فرآیند امتحان دادن، پر استرس ترین فرآیند در دوران زندگی بشر بوده و از آنجا که هر سال، چندین بار تکرار شده، توانسته سریعتر راه خود را به ناخودآگاه جمعی باز نماید. حدس زده می­شود افزایش دوره­ی تحصیل، ارزشمند شدن مدرکِ تحصیلی و افزایش کمی و کیفی امتحانات در سطح زندگی بشر توانسته امتحان را به یک “آرکی تایپ” تبدیل نماید.

امتحان دادن به عنوان یک نقطه عطف در زندگی بشر، تعریف شده چرا که موفقیت در امتحان می‌تواند، به دستاوردهای و موفقیت‌های بیشتر منجر گردد و بلعکس، عدمِ موفقیت در امتحان و عدمِ آمادگی جهت آن، نماد از دست رفتن موقعیت‌ها و دستاوردها تلقی می­گردد.

گرچه هنوز توجیه دقیقی جهت «کابوس امتحان» ارائه نشده اما به نظر می رسد این کابوس، نمادی از کارهای ناتمام است. هر فردی، آرزوها و کارهای ناتمامی دارد که هنگام خواب، ناخودآگاه، آن را مرور و به صورت عدم موفقیت در امتحان، نمود پیدا می­‌کند. هنگامی که در خودآگاه فرد، فعالیت ناتمام و یا عدم دستاورد خاصی، مهم تلقی گردد، ناخودآگاه سعی در بازسازی و دسته بندی این دغدغه را دارد که در خواب به صورت عدم موفقیت در امتحان، نمود می‌­یابد.

عدم موفقیت‌­ها می‌تواند شامل مورد قضاوت قرار گرفتن، عدم توانایی در ارتباط با دیگران، استرس کاری، عدم اعتماد به نفس، نگرانی از شکست و ترس‌های غیرمترقبه باشد. روان‌شناسان تحلیلی سعی نموده‌اند تعبیر هر یک از این خواب‌ها را ارائه نمایند لکن از دیدگاه روان‌شناسی تکاملی این سوال همچنان پابرجاست که امتحان، چگونه در یک مدتِ کوتاه توانسته است وارد ناخودآگاه جمعی بشر شود؟

 

 

درباره سروهانا

00

Cart