Tag Archives: #کودک

روان‌شناسی اجتماعی

روان‌شناسی اجتماعی علم مطالعۀ راه‌هایی است که از طریق آن افکار، احساسات و رفتارهای افراد تحت تأثیر حضور واقعی یا خیالی سایرین قرار می‌گیرد. هدف اصلی روان‌شناسی اجتماعی شناسایی خصوصیات فطری انسان است که تقریباً هر کسی را فارغ از طبقۀ اجتماعی یا فرهنگ در برابر نفوز اجتماعی آسیب پذیر می‌سازد.
روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهند که تحت برخی شرایط «کبوتر با کبوتر، باز با باز» و تحت شرایط دیگر «متضادها جذاب‌تر هستند» مصداق دارد. به‌همین منوال، در برخی شرایط «دوری و دوستی» و در شرایط دیگری «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» مصداق پیدا می‌کند. با توجه به پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی یکی از این ضرب‌المثل‌ها احتمالاً مصداق بیشتری پیدا می‌کند.
به عنوان مثال، روان‌شناسی اجتماعی برای پی‌بردن به این‌که چرا افراد عمداً به فرد دیگری صدمه می‌زنند، بر فرآیند‌های روان‌شناختی تمرکز می‌کند که پرخاشگری را در موقعیت‌های خاصی برمی‌انگیزند  و از طرفی جامعه‌شناسان علاقه‌مند به چرایی سطوح متفاوت خشونت در گروهی در یک جامعه هستند.

بین مجازات و پیامدهای منطقی تفاوت قائل شوید.

مجازات، نوعی پیامد دلبخواهی است که طراحی می‌شود تا از طریق درد یا ناراحتی جسمی و روان‌شناختی مثلاً چیزی آموزش داده شود. یعنی؛ مجازات براین‌ فرض مبتنی است که کودکان با رنج ‌بردن از پیامدهای رفتارشان احتمالاً بهتر یاد می‌گیرند.از سوی دیگر، رویکردِ پیامدهای منطقی تحت این فرض کار می‌کند که کودکان با تجربه‌کردنِ رفتارشان بهتر یاد می‌گیرند و احتمالاً در موقعیت‌های بعدی سازگارتر رفتار خواهند کرد. بی‌گمان این مسأله به‌این معنی نیست که به فرزند اجازه داده‌ایم وارد موقعیت‌های آسیب‌رسان شود. همیشه، هدف، در درجه‌ی اول حفظ امنیت است. روان‌شناسی پیشنهاد می‌دهد بین مجازات و پیامدهای منطقی تفاوت قائل شوید و گاهی والدین کنار بکشند یا موقعیت‌هایی را ترتیب دهند تا کودک واقعیت را لمس و تجربه کند.

راهنمایی احترام‌آمیز به کودکان امکان می‌دهد در امنیت، تعلق، و محترمانه پیامدهای منطقی رفتار خود را احساس و تجربه کنند.

یک پیامد منطقی دارای سه مؤلفه می‌باشد.

۱. از نظر منطقی به بدرفتاری مربوط می‌شود.
۲. احترام‌آمیز می‌باشد؛ یعنی، از هر نوع تحقیر به‌دور بوده، قاطع می‌باشد تا احترام به‌خود را نشان دهد، و محبت‌آمیز بوده تا احترام به‌ کودک را نشان دهد.
۳. منطقی می‌باشد، یعنی برای کودک نیز به اندازه بزرگ‌سال نیز قابل‌فهم است.

ساده‌تر این است که منظور از انضباط، یادگرفتنِ خودانضباطی، هدایت فرد به‌سمت خودگردانی، و در ادامه کمک‌ به کودک برای آن‌چه انجام شود و آن‌چه نباید صورت بگیرد؛ و سرآخر مسئولیت هر مسیری را که در پیش می‌گیرد بپذیرد.

ویژگی اصلی‌ پیامدهای منطقی:

۰تحمیلی نیست و خودِ کودک در آن سهیم است.
۰بدون تهدید، خشم و باثبات می‌باشد.
۰از قبل به کودک‌ اطلاع داده می‌شود.
۰به نوع برداشتِ کودک توجه و تأکید خاص می‌شود.

 مطالب بیشتر در وبلاگ سایت

کودکان-سروهانا

«پذیرش احساسات در مقابل پذیرش رفتار»

پذیرفتنِ احساس کودک به‌معنای تأیید و یا قبول رفتارهای او نمی‌باشد. پیچیده نیست. احساسات کودک-سروهانا
وقتی‌که در مشکلات با فرزندمان همدلی می‌کنیم با آن‌ها رابطه برقرار کرده‌ایم. گرچه این بدان معنی نمی‌باشد که همیشه با رفتارهایی که با احساسات آن‌ها همراه
است موافقیم. مثالی بزنم. ممکن است یک‌بچه ازاین‌که در بازی باخته و خارج شده غمگین باشد و با اوقات‌تلخی با دیگران برخورد کند. دراین‌حالت پیشنهاد می‌شود احساسات را از رفتار جدا کنیم. والدین، بهتر است در این شرایط حس طردشدگی را مدیریت کرده و باکودک همدلی کنند و همین‌طور باید کودک به‌تدریج آگاه شود رفتاری که انجام می‌دهد موردِ تأیید نیست.

اصل این است: قبولِ احساسات، همدلی و آگاه‌ساختنِ کودک درباره‌ی برخی رفتارهای نه‌چندان مناسب.

 

تیپ ENTP: برون گرا، شهودی، منطقی، ادراکی.

دانش عمومی روان‌شناسی/ تیپ شخصیت

تیپ ENTP معمولاً فردی پر انرژی، با پشتکار و مطمئن است. به کار کردن علاقه زیاد دارد. نوآور بوده و می‌تواند راه‌های جدیدی برای انجام دادن کارها پیدا کند. این تیپ از توانمندی تحلیلی فراوانی برخوردار است و می‌تواند مسائل مختلف را حل و فصل کند. او به تنوع و تغییر بها می‌دهد و در برابر آنچه او را کسل کند مقاومت می‌کند. در محل کار او از نبوغ و فکر خود برای حل مسائل بوجود آمده بهره می‌گیرد. او به انجام کارها به روش سنتی بی‌علاقه است. تیپ ENTP شخصی الهام‌بخش بوده و به خاطر سریع الانتقال بودن، اعتماد به نفس و اطمینانی که دارد هواداران زیادی دارد. او دوست چند کار را با هم انجام دهد و با آدم‌های متعددی در ارتباط باشد.

تیپ ENTP در محل‌کار از نبوغ و فکر بکر خود برای حل مسائل استفاده می‌کند. او با هوش و با قدرت تحلیل فراوان است و می‌تواند دیگران را متقاعد کند تا نقطه‌نظر او را باور نمایند. به روش‌های سنتی انجام دادن کارها بی‌علاقه است. به روش‌های سنتی انجام دادن پروژه‌ها بی‌توجه است و دنبال روش‌های بدیع می‌گردد. دوست دارد چند کار را با هم انجام دهد. اگر کار جالب نباشد خیلی زود مکدر می‌شود. دوست دارد با آدم‌های مختلفی در ارتباط باشد. او نمی‌تواند توجه خود را محدود کند زیرا موضوعات متعددی وجود دارند که برای آنها جالب است.
مخترعان الهام گیر که برنامه ریزی شهری، کارآفرینی،کارگردان و تهیه کننده،مشاور املاک و خبرنگار به آنها پیشنهاد می‌شود.

تیپ ENTP در ارتباط با دیگران فردی خوشبین، جذاب و جالب است و خوب صحبت می‌کند. برای آزادی و استقلال خود بهای فراوان قائل است و سعی می‌کند به جای داوری کردن درباره اشخاص آنها را بشناسد. پیوسته در اندیشه آزمایش‌های جدید است. به محض اینکه ایده جدیدی مطرح می‌شود، می‌تواند دست به کار شود. او دوست دارد شریک زندگی‌اش جالب و به لحاظ ذهنی تحریک کننده باشد و از تجربیات جدید و از ماجرا لذت ببرد. این تیپ می‌خواهد روابطش با دیگران پیوسته رشد کند. می‌تواند خودبین، اهل بحث و مباحثه و فاقد حساسیت باشد. از بحث کردن لذت می‌برد. بین تنها با خود کار کردن و معاشرت با دیگران تاب می‌خورد. ممکن است منکر تألمات احساسی و عاطفی شود. او ممکن است سرش را شلوغ نگه دارد تا احساسات خود را نادیده بگیرد. تیپ ENTP می‌تواند از دیگران فاصله بگیرد و روابط خود را در شرایط سطحی حفظ کند.

اوقات فراغت
 آرامش و استراحت برای او انجام دادن کارهای جدید است. تیپ ENTP از خنده و از در میان گذاشتن نظرات خود با دیگران لذت می‌برد. در خانه‌اش به روی همه گشوده است. او از اینکه به نقاط مختلف و جالب سفر کند لذت می برد. او همواره پذیرای امور تفریحی است.

پیشنهادهای توسعه فردی برای یک ENTP

نیروی خود را در آن واحد صرف کارهای بیش از اندازه متنوع نکنید.
فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که برای شما از هر کار دیگری ارزشمندتر است.
زمانی را که یک پروژه به آن احتیاج دارد حدس بزنید.
هر زمانی را که بدست آمد آن را دو برابر کنید.
سعی کنید با کسی متحد و دوست شوید که از پروژه مورد نظر شما لذت ببرد.
وقتی می‌خواهید ایده‌ای را ارائه دهید، پیشاپیش خودتان را آماده کنید.
این کار سبب می‌شود که برای پروژه‌های خود حمایت بیش تری بدست آورید.
توجه داشته باشید که نقطه نظرهای بیش از اندازه زیاد شما می‌تواند دیگران را خسته کند.
بعضی از آنها را برای خود حفظ کنید.
بیاموزید که در محدوده سیستم کار کنید.
کاری نکنید که فرصت و حواس شما نزد کارهای مختلف پخش شود.
به فعالیت‌هایی که می‌تواند از شدت استرس شما بکاهد توجه کنید.
به خاطر داشته باشید که بحث کردن، مشاجره نمودن برای بعضی‌ها تفریح به شمار می‌آید اما دیگران را می آزارد.
از قطع کردن صحبت دیگران خودداری ورزید.
به مزایای گوش دادن توجه داشته باشید. پاسخگو باشید.
ضرب الاجل‌ها را جدی بگیرید. به زمان و وقت دیگران احترام بگذارید.
به زمان دیگران و برنامه‌ریزی آنها بها بدهید.
آرام بگیرید و به واقعیت‌های ساده و لذت‌های روزهای زندگی که در پیرامون شماست توجه بکنید.
وقتی کار دیگری ندارید برای خودتان وقت ایجاد کنید.
بیاموزید که تألم عاطفی و احساسات منفی خود را بپذیرید، اینها بخش‌های طبیعی از زندگی هستند.
به توانمندی‌های خود بها بدهید – با پشتکار، شایسته، با صلاحیت، سازگار، نوآوری، مبتکر، کنجکاو و جدی.

وبینار«آموزش مهارت‌های زندگی برای کودکان»

مؤسسه پژوهشی روان‌شناختی “سروهانا” با همکاری مرکز مشاوره مهتاب برگزار می‌کند:
شما با نصب اپلیکیشن مشاوره آن‌لاین فارگو می‌توانید از خدمات نوین روان‌شناختی بهره‌مند شوید
آیا با فعالیت‌ها و روش‌های پرورش مهارت‌های زندگی آشنایی دارید ؟

این وبینار گام‌هایی‌ست برای پرورش مهارت‌های زندگی؛ درواقع این مهارت‌ها به کمک ما آمده تا با افزایش توانایی‌های روانی_اجتماعی، تاب و توان رویارویی با مقتضیات و کشمکش‌های زندگی را هرچه‌بیشتر داشته باشیم.

🔍سرفصل‌های مورد برسی در این کارگاه

📍ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر
📍تاثیر پرورش خودآگاهی درست بر رضایت‌مندی در زندگی
📍شناخت چالش‌های زندگی و اهمیت اعتماد به نفس در مقابله با آن
📍اهمیت مدیریت احساسات و هیجانات
📍و دیگر مباحث مهارت های زندگی شامل:
📍خود آگاهی، اعتماد به نفس، عزت نفس، شناخت و کنترل احساسات (خشم )، ارتباط موثر (رفتار جرات‌مندانه ) استقلال، حل‌مسئله، تفکرِ خلاق، همدلی، مسئوليت‌پذيری و تفکرِنقادانه

مدرس: طاهره قربانی مشاور کودک و نوجوان

تاریخ برگزاری: 30 اردیبهشت
زمان: ساعت 17

سیستم خلاق ذهنی

 خلاقیت فرآیندی‌ست ذهنی که ماحصل خلق و تولید اثر نو به صورت نامعقول با تفکری متفاوت که نهایتاً رضایت و خرسندی جمعی را به همراه دارد.

خلاقیت می‌تواند به صورت کلامی٬ غیرکلامی٬ ذهنی و یا عینی باشد. به عنوان مثال جاندارپنداری نوعی خلاقیت ذهنی در کودکان است که کودک به واسطه‌ی اینکه تمایزی بین اشیا جاندار و بی‌جان قائل نمی‌باشد به اشیا بی‌جان شعور می‌بخشد. در این راستا بسیاری از برنامه‌های تخصصی کودکان در رسانه‌‌ها تأکید بر جادارپنداری دارد. زمانی که حیوانات٬ ستاره‌ها٬ گل‌ها و…حرف می‌زنند٬ تمایل جاندارپنداری در کودکان تشدید شده که در نهایت رضایت و خرسندی را به همراه دارد و مهارت‌های اجتماعی او را هم‌چون احساس همدردی و همدلی و… را افزایش می‌دهد.
این سیستم خلاق ذهنی حتی در زمان خواب هم می‌تواند به صورت رویا دیدن وارد عمل شود.
همین تفکر خلاق باعث تمایز برخی نویسندگان٬ هنرمندان٬ موسیقی‌دانان می‌شود.

در مقابل هم، گاهی با ناکامی‌هایی روبرو می‌شویم که در این حالت سیستم خلاق به دو صورت وارد عمل می‌شود؛ اول اینکه در ابتدا به صورت رفتار افسرده کردن که حس بدبختی و ناکامی را همراه دارد و بیماری‌های روانی نامیده می‌شود و در حالت پیشرفته به صورت افکار جنون آمیز و  رفتار عذاب آور بروز می‌کند که اعمال و افکار مربوط به خودکشی و خشونت از این دست هستند اما گاهی سیستم خلاق روی فکرو عمل فرد تأثیر نمی‌گذارد بلکه این‌بار مستقیم بر روی سیستم ایمنی تاثیر می‌گذارد. سیستم ایمنی که وظیفۀ اصلی‌اش محافظت از ما در برابر عوامل مهاجمی خارجی است به صورت آماده‌باش در آمده٬ دچار اشتباه شده و به بخش‌هایی از بدن به فرض نابودی عوامل خارجی آسیب می‌زند. بیماری‌های خود ایمنی نظیر آرتریت از این قبیل اند.

طبق نظریه «ویلیام گلسر» تمامی رفتار و اعمالی که در رویارویی با ناکامی‌ها در سیستم خلاق بروز می‌کند، با کمک علم روان‌شناسی قابل درمان است و با انتخاب‌های جدید و موثر به آنها کمک می‌کند یک زندگی مملو از خلاقیت سالم و غیر آسیب‌زا را کشف و تجربه کند.

آستانه تحمل

ما تجربه‌ی زیستیِ جدید و تازه‌ای را از سر گذراندیم و‌ کماکان نیز می‌گذرانیم. شواهد و گفته‌ها نشان می‌دهد اغلبِ افراد، در روزهای رفته، صبرشان لبریز شده و دیگر مثلِ سابق توانِ رویارویی با مسائل و دغدغه‌های آدم‌های اطراف‌شان را ندارند. علتِ این امر، به‌حتم فشار روانی، اجتماعی و رسانه‌ای بوده. در طی هفتادروز اخیر، مغز بسیاری از ما، روزانه و به‌طور مکرر داده‌های اطلاعاتی اضطراب‌زا و نگران‌کننده و ترسناک دریافت کرده که این‌امر منجر به کاهش آسودگی‌خاطرمان گردیده. همه می‌دانیم که انسان موجودی است اجتماعی. بیش‌تر می‌دانیم که تنهایی بلایِ جانِ سیستم هیجانی-عاطفی‌‌مان است. تقریباً با استناد به مطالعات پیشین در بافتارهای دیگر-منظور وضعیت‌هایی به‌غیر از دوران قرنطینه است- که تنهایی و عدم معاشرت بر مهارت‌های شناختی‌ای هم‌چون قضاوت، تصمیم‌گیری، تفکر و غیره‌مان تأثیر می‌گذار‌د. هرچه شرایط نامتعادل‌تر باشد، تسلط ما نیز بر امور کم‌تر می‌شود. و هرچه کنترل ما پایین‌تر‌ بیاید، ما به‌هم‌ریخته‌تر با شرایط مواجه می‌شویم. درست شبیه وقتی که کسی از پُشت به ماشین‌مان کوبیده باشد. ما برای چندی متفاوت‌ فکر و احتمالاً رفتار خواهیم کرد. برای‌همین مدتی طول می‌کِشد به خودمان بیاییم تا تصمیم‌های منطبق بر عقلانیت بگیریم. بالا‌بردنِ آستانه‌ی تحمل یک تمرین شناختی است. یک پیش‌آمادگیِ فکری برای رویارویی در وضعیت‌های گوناگون. تصور کنید شما قرار است به‌یک میهمانی بروید. آن‌جا خانه‌ی یکی از اقوام درجه‌یک‌تان است و شرایط به‌گونه‌ای است که ناگزیر به رفتن هستید. شما می‌دانید یکی از خویشاوندان‌تان زبانی تند و گزنده دارد و به‌طورمعمول بلد است شما را برنجاند. وقتی شما می‌رنجید، بغض می‌کنید، احوال‌تان پریشان می‌شود‌ و میهمانی به کام‌تان‌ تلخ می‌گردد. شما با روان‌درمان‌گرتان بررسی کرده‌اید که در این موقعیت چه‌طور رفتار‌ کنید. این «بررسی‌کردن» یک‌ تمرین شناختی است. یعنی، برنامه‌ریزی کرده‌اید زمانی‌که رفتارِ ناخوشایند دیده‌اید، چه کنید که حال‌تان دگرگون نشود؟ این برنامه‌ریزی‌کردن قرار است در‌ انتها، آستانه‌ی تحمل‌تان را بالا ببرد. در موقعیت‌های این‌چنینی که ما روزهای زیادی را به‌دور از شرایط طبیعی به‌سر‌ می‌بریم، بهتر است به‌فکر‌ بالابردن آستانه‌ی تحمل‌مان باشیم. به‌طورمثال، ممکن است در یک‌سری موقعیت‌های تکراری ما با کودک‌مان به مشکل برمی‌خوریم. توجه به‌این نکته اهمیت دارد که کودک‌مان نیز شرایطِ زیستیِ طبیعی‌ای نیز نداشته. ممکن است شما او را هر روز در حال بازی، تماشای تلویزیون و سرگرمی ببینید، اما به‌حتم ما از دنیای ذهنی او خبر نداریم. نمی‌دانیم نگاهِ او به آینده چگونه است؟ برای همین تاحدِامکان بایست سراغ متغیرهایی رفت که قابلیت تغییر و دستکاری دارند. کودک غُر می‌زند، کودک شِکوه می‌کند، کودک تکالیفش را انجام نمی‌دهد ‌و کودک کمی عصبی است. و پدر‌و‌مادر با تمامِ مصائبِ جهان «بیرون‌ازخانه»‌ چاره‌ای جز به‌هم‌ریختن و به‌اصطلاح کم‌آوردن انگار‌ نداشته و ندارند. ما لازم است تلاش کنیم کمی این تنگنای به‌وجود‌آمده را هرجور هست، گذر کنیم. کمااین‌که حالا بیش از ۷۵ روزِ آن سپری شده. چه‌طور گذر کنیم؟ در روان‌شناسی ما با مؤلفه‌ای به‌نام «انعطاف‌پذیری» روبه‌رو هستیم. «انعطاف‌پذیری» را این‌طور تعریف می‌کنیم:
«توانایی‌ای که به‌ما یاد دهد چه‌طور ارتباط‌ کارآمد و اثربخش‌مان را با موقعیت‌های مختلف حفظ کنیم و از ناخوشایندی‌های فکری، احساسی و بدنی به‌دور باشیم. انعطاف‌پذیری با راه‌های خلاقانه و گاه بداهه نیز معنی پیدا می‌کند.»
تصور کنید شما در راستای یکی‌به‌دو‌کردن با کودک‌تان هستید. ارتباط هردوی‌تان درحالِ قطع‌شدن است. او سر باز می‌زند و شما از عدمِ تمکین او به ستوه آمده‌اید. شما می‌توانید روند و مسیر را ناگه عوض کنید. مثلاً پیشنهاد یک‌کارِ دیگر بدهید. میانبر‌ بزنید. قرار نیست در همان حال باقی بمانیم. قرار نیست صبرمان سر ریز شود. ما توی یک واگنِ شلوغ و پُر ازدحام هستیم. تا ایستگاه «امن و ثبات» چیزی نمانده. اگر از ایستگاه شماره‌ی۱ تا ایستگاه «مقصد» ناله کنیم، تنگنای به‌وجود‌آمده را سخت‌تر کرده‌ایم. ما متأسفانه یا خوش‌بختانه نیاز داریم کمی تحمل کنیم تاحدِ‌امکان ارتباط کارآمد و اثربخش‌مان را حفظ کنیم.

وقتی فرزند دوم به‌دنیا می‌آید

یکی از چالش‌های والدین زمانی‌ است که فرزند دوم به‌دنیا آمده که گه‌گاه گزارش می‌شود آن‌ها با تفاوت‌های رفتاریِ فرزندِ اول مواجه می‌شوند.

برخی از روان‌شناس‌ها عقیده دارند، بدیهی‌ترین واکنش و رفتارِ فرزند اول در برابر تولد فرزند دوم، برگشت به‌حالتِ بچه‌گی است. یک اصطلاحی از رویکرد روان‌تحلیل‌گری به‌نام «واپس‌روی» وارد ادبیات روان‌شناسی شده، که این “برگشت به‌حالت بچه‌گی” بی‌شباهت به‌این اصطلاح پُرمعنا نمی‌باشد. واپس‌روی گاه به‌این معناست که کودک(فرزندِ اول) کارها و مهارت‌هایی‌ را که به‌تازگی آموخته است، فراموش می‌کند. به‌بیان‌دیگر ممکن است کودک، برای چندینْ‌ماه، پوشیدن پوشاک را ترک کرده، یکهو چندین‌مرتبه در روز خود را کثیف و خیس کند. یا موقعیتی که پدر‌و‌مادرها زیاد گزارش می‌دهند، هنگامِ به‌خواب‌رفتن‌شان است. کودک(فرزند اول) به‌واسطه‌ی واپس‌روی، به قصه‌گفتن، نظارت و همراهی و لالایی نیاز پیدا می‌کند. واکنش حسیِ والدین(به‌ویژه مادر) تضاد‌آمیز است. از سویی احساس ترحم می‌کنند و از سوی دیگر بابت رفتارهای کودک خشم‌گین می‌شوند. پژوهشگاه نشان می‌دهند اگر فرزندِان اول فشار عصبیِ بیش‌تری را متحمل گردند، ممکن است وا‌پس‌روی‌های شدید‌تر‌ی نیز‌ از خود بروز دهند. یکی از شایع‌ترینِ آن‌ها این است که فرزندِ اول شیوه‌ی حرف‌زدنِ خود را تغییر می‌دهد و مثل بچه‌ای که تازه زبان باز کرده، صحبت می‌کند. در این وضعیت پدر‌و‌مادر درمانده و سردرگم می‌شوند. آن‌ها خیال می‌کنند هرچه درباره‌ی فرزند ا‌ول‌شان رشته بودند، پنبه شده است. گاه پدر‌و‌مادر‌ها رفتار منفعلانه پیش می‌گیرند، گاه سراغِ ملامت و سرزنش می‌روند و گاه مترصد چاره‌جویی برمی‌آیند. خیلی‌ها ممکن است این رفتار را از جانبِ فرزندِ اول «حسادت» قلمداد کنند، اما به‌واقع این رفتار چه است و چه‌کار باید انجام داد؟

وبینار «تربیت‌جنسی کودکان»

مؤسسه پژوهشی روان‌شناختی “سروهانا” با همکاری مرکز مشاوره مهتاب برگزار می‌کند:

شما با نصب اپلیکیشن مشاوره آن‌لاین فارگو می‌توانید در این وبینار به صورت رایگان شرکت کنید.
لینک دانلود مستقیم فارگو http://sarvehana.ir/fargo-page/

وبینار«تربیت‌جنسی کودکان»
مفهوم هویت جنسی یکی از ارکان‌های مهم در تربیت جنسی است.

پذیرش ویژگی‌های زیستی، شناختی، عاطفی و اجتماعی هر یک از دختر و پسر است که به صورت متفاوت در دو جنس پدیدار می‌گردد. آموزش در خصوص تربیت جنسی کودکان در تمام مراحل سنی باید صورت بگیرد و نمی‌توان این امر رابه سن خاصی محدود کرد. از دوران پیش از دبستان، دبستان، دوران بلوغ، جوانی، میان‌سالی و حتی سالمندی این آموزش‌ها لازم است. البته شکل آن در هر دوره متفاوت است.

مدرس: راحیل شمسایی روان‌درمان‌گر خانواده
تاریخ برگزاری: 14اردیبهشت
زمان: ساعت 17

تیپ INTP: درون‌گرا، شهودی، منطقی، ادراکی

دانش عمومی روان‌شناسی/تیپِ شخصیتی
تیپ INTP: درون‌گرا، شهودی، منطقی، ادراکی

 

تیپ INTP معمولاً ساکت، محتاط، متکی به خود و به‌شدت مستقل است. برای او دقیق بودن، مهم است. این تیپ شخصیتی از کنجکاوی فراوانی بهره مند است.

تیپ INTP در محل کار می‌تواند سیستم‌های پیچیده و الگوهای مفهومی را بهبود ببخشد، اما ترجیح می‌دهد که کاربرد و اجرا را به دیگران واگذار نماید. او از صلاحیت حرفه‌ای سطح بالا برخوردار است و از این حیث به خود می‌بالد. همه انتخاب‌ها را به دقت وارسی می‌کند. متوجه تضادها، ناسازگاری‌ها و اشکالات منطقی در اندیشه‌های خود و دیگران است. وقتی موضوعی را به درستی درک کند به حرکت در می‌آید. دوست دارد هدف‌ها و استانداردهای خود را در محیطی انعطاف‌پذیر و بی‌ساختار تعیین کند. اگر نتواند از توانمندی‌های خود استفاده کند، بدبین و افسرده می‌شود. این تیپ دوست دارد که به طور مستقل کار کند، اما تکمیل کردن کارها برایش دشوار است. دوست ندارد دیگران را سرپرستی کند.
دانشمندانی مستقل که کارهای مهندسی نرم افزار،دانشمند علوم پزشکی،ریاضیدان،روانپزشک و استاد دانشگاه پیشنهاد می‌شود.

تیپ INTP در ارتباط به دیگران در اندیشه‌ها، علایق و کار خود فرو می‌رود و ممکن است روابط خود را فراموش کند. نسبت به کسانی که برای او مهم هستند صمیمی و وفادار است. ممکن است به آسانی از برقراری تماس با دیگران خودداری ورزد. یک فضای رها از تضاد را دوست دارد. به ظاهر جسمانی خود توجهی ندارد. برایش مهم نیست که دیگران درباره او چگونه فکر می‌کند. او خوش‌خلق است. با غریبه‌ها رسمی است و از آنها فاصله می‌گیرد. از صحبت‌های خودمانی خوشش نمی‌آید. او می‌تواند خودبین و خودخواه باشد. اغلب از شرکای زندگی معاشرتی استقبال می‌کند. جمله‌ی افراد INTP: «مسايل رضايت بخش زيادي در ادراه‌ي يك شغل وجود دارد كه كاملا بي نياز از حمايت است»

تیپ INTP  در اوقات فراغت ترجیح می‌دهد که بسیاری از کارها را به تنهایی انجام دهد. او دوست دارد کارهایی بکند که دیگران در آن دخالتی نداشته باشند. برخی از افراد این دسته از چالش‌های جسمانی لذت می‌برند و بسیاری از آنها به فعالیت‌ هایی مانند بریج، شطرنج و بازی با کلمات علاقمند هستند. این تیپ برای همه مدت عمر، یادگیرنده‌ است و پیوسته آگاهی خود را بیشتر می‌کند.

پیشنهادهای توسعه فردی برای یک INTP

به امیال و نیازهای دیگران حساس باشید.
ببینید برای کسانی که شما به آنها بها می‌دهید چه موضوعی اهمیت دارد.
بیش از اندازه انتقادگر نباشید.
بیاموزید که آنچه را می‌نویسید یا می‌گویید ساده‌سازی کنید تا دیگران بتوانند شما را درک کنند.
از موفقیت‌های دیگران تعریف کنید، از استعدادهایشان حسن‌جویی کنید.
حتی برای جزئی‌ترین کارها از آنها تعریف کنید.
تصمیم‌گیری‌های خود را به بعد موکول نکنید.
بیاموزید که خودتان را بیشتر بیان کنید. توضیح بدهید که در درون خود چه احساسی دارید.
در بحث‌های گروهی حرفتان را بزنید، حتی اگر اندیشه یا ایده‌ای ممکن است به نظرتان مسلم برسد.
وقتی با نظر شما مخالفت می‌شود رفتار تدافعی اتخاذ نکنید.
به توانمندی‌های خود بها بدهید – نوآور بودن، منطقی بودن، مستقل بودن، تحلیل‌گرا بودن، توجه داشتن به جنبه‌های فطری و دقت در اندیشیدن و به زبان جاری ساختن.