اخبار و مقالات

بهمن 16, 1398

رابطه‌ی بین روان‌شناسیِ ‌مثبت و امید

دانش عمومی روان‌شناسی

چگونه انسان مدرن با تکیه بر آمیزه‌های روان‌شناسی، امید را چاشنی راه خود قراد داده است؟

علمِ روان‌شناسی تنها مبتنی بر درمان نیست بلکه شناخت و شکوفایی استعدادها نیز جنبه‌ای دیگر از این علم نامنتها می‌باشد. از این رو شاخه‌‌ی «روان‌شناسی مثبت» در جهت ساختن زندگی بهتر به این علم اضافه‌ شد.

هر آنچه امروزه در انواع نظریه‌های روان‌شناسی مثبت در زمینه‌های امید، شادکامی، خوش‌بینی، رضایت‌مندی، سعادت و… می‌بینیم، پدیده‌ها و مفاهیم نوظهوری نیستند و از ابتدای پیدایش دانش بشری مورد بحث و چالش‌های بسیار قرار داشته‌است. بشر از زمانی که خود را مشاهده کرد، روان خود را پیرو کشف چیستی و ماهیت وجود خود، مورد کاوش قرار داده است. امید انتظار و نگرشی‌ست مثبت به آینده؛ به‌مانند سپری‌ بین رویدادهای استرس‌زای زندگی و سلامت جسمی، روانی و رفتاری قرار می‌گیرد. امید ظرفیت ذهنی مثبت است، دربرداشتن این حالت ذهنی ضروری است چراکه درموقعیت‌های مشکل باعث جلوراندن فرد شده و سازگاری و سلامت جسمی و روانی را به ‌ارمغان می‌آورد.

اهداف، تفکر راهبردی و تفکر عاملی، هر سه از اجزای تشکیل دهنده امید هستند.

تفکرِراهبردی به‌مانند هیجانی‌ست که به فرد اجازه می‌دهد عقاید و تفکرات خود را در راه رسیدن به ‌اهدافِ آینده و درگذرِ موقعیت‌های چالش‌انگیز حفظ کند. (توان فرد در خلق راه‌های معقول)

تفکرِعاملی به انگیزه و انرژی فرد که باعث هدایت به سمتِ حرکت و حفظ حرکت در جهتِ‌رسیدن به اهداف، اشاره دارد.

تفکرِراهبردی و تفکرِعاملی رابطه‌ی متقابلی با هم دارند و هر یک به‌تنهایی برای پیش‌بردِ‌ اهداف کافی نیستند.

در حقیقت امیددرمانی به درمان‌جویان کمک‌می‌کند اهداف خود را به‌روشنی برگزینند، راه‌ها و گذرگاه‌های متعددی را بسازند و با راه‌اندازی انگیزه لازم برای قدم گذاشتن در مسیرهای پیش‌رو به ‌حرکت ادامه دهند.آدمی در صورت نبود غذا بیست روز زنده خواهد ماند، بدون آب دو روز، بدون اکسیژن چند دقیقه اما بدون امید لحظه‌ای دوام نخواهد آورد. امید به زندگی بالاترین انگیزه برای ادامه حیات است. ناامیدی پیروی مواجهه با شکست به‌دلیل درک نادرست ما از پیشرفت است. عملکرد بسیارعالی اطرافیان ما بی‌ارتباط با شکست‌های آن‌ها نیست.

تحملِ رنج در فرهنگِ امروزه کمرنگ شده است و نه‌تنها برای ما شادی به‌ارمغان ندارد، بلکه باعث شکنندگی عاطفی می‌شود. زندگی در تعامل با امید معنا پیدا کرده و سبب افزایش شادی، رضایت از زندگی، عواطف مثبت و کاهش افسردگی می‌شود.

از دید «نیچه» عشق به سرنوشت یعنی تمام زندگی و تجربه‌ها، تمام فراز و نشیب‌ها ،معناها و پوچی‌ها را بی قید و شرط پذیرا باشیم.

«مارتین سیلیگمن» نیز احساس خوشبختی را به‌مانند دارویی می‌داند که شاید طولِ‌عمر آدمی را بین هشت تا نه سال افزایش دهد.

 

, , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید