اخبار و مقالات

آذر 30, 1398

ِنق‌زدن چیست؟

کودکان اطراف ما- بدرفتاری‌ها شماره 1         نویسنده: عمادرضایی‌نیک

 

در روان‌‌شناسی کودک، گاه ما با موقعیت‌‌هایی روبه‌‌رو می‌‌شویم که هیچ شباهتی به‌‌اختلال ندارند. یعنی به‌‌هیچ‌‌وجه نمی‌‌شود آن‌‌ها را زُمره اختلال‌‌ها به‌‌شمار آورد. این موقعیت‌‌ها شامل خصایصی است که می‌‌شود نام آن‌‌ها را «بدرفتاری» گذاشت. بدرفتاری‌‌ها، ممکن است در طی بازه‌های زمانی مختلف برای کودکان پیش بیاید. یعنی ممکن است همه کودکان حتی به‌‌مدت یک‌‌ساعت و یا یک‌‌روز از خود بدرفتاری نشان داده باشند. برخی دیگر از کودکان ممکن است بدرفتاری برای‌شان به عادت تبدیل شده باشد. یعنی در طی یک‌دوره این بدرفتاری‌‌ها شروع، ادامه و با هوشمندی والدین، اطرافیان و مدرسه پایان یافته. و یا ممکن است این مهم عملی نشده و در گوشه‌وکنار سیستم روانی یک فرد بزرگسال، بدرفتاری‌‌ها جاخوش کرده و در بعضی موقعیت‌‌ها آن‌‌ها آماده خدمت‌‌رسانی شوند.یکی از بدرفتاری‌‌هایی که در این یادداشت می‌خواهیم درباره‌‌اش صحبت کنیم، «نِق‌‌زدن» است. در ادبیات فارسی نِق‌‌زدن تعابیر مختلفی دارد. از طفلی بهانه‌‌جو تا آواز کودکی که چیزی را آهسته و پیوسته طلبد. در ادبیات عامیانه و امروزی به‌‌طورِ معمول صفت و فعل نق‌‌زدن اذهان را به‌‌طرف کودکان متبادر می‌‌سازد. اما به‌‌واقع نق‌زدن چیست؟
نِق‌‌زدن همان‌‌طور که در سطور اولیه یادداشت بیان شد چیزی جز یک بدرفتاری نیست. بدرفتاری‌‌ای که کودک آن را آموخته و در سیستم رفتاری خود جای داده و از آن نسبت به‌‌موقعیت‌‌های مختلف استفاده می‌‌کند. بدرفتاری به‌‌معنای آن است که کودک مهارت‌های مؤثر و رفتاری‌ای که به اقتضای رُشد سنی‌‌اش از او سر می‌‌زند را خوب ادراک نکرده است. درست مثل نق‌‌زدن. نق‌‌زدن را می‌شود نوعی دل‌‌سردی قلمداد کرد که در اغلب موارد در حَدِ یک اتفاق کوچک کودک را وادار به واکنش‌‌های ناسازگارنه و بی‌‌فکرانه می‌کند. به‌‌طوری‌‌که کودک را مجبور به تولید یک رفتار کند: نِق‌‌زدن
نق‌‌زدن در اکثر موارد زمانی تولید می‌‌شود که کودک نیازهای آنی و خواسته‌‌های لحظه‌‌ای‌‌‌‌اش با سَد روبه‌‌رو می‌‌شود. یعنی او یک چیز می‌خواهد اما در حالِ حاضر نمی‌‌شود؛ پس من باید آن‌‌قدر نق‌‌ بزنم تا بشود. و معمولاً هم می‌‌شود. و متأسفانه رفتار نِق‌‌زدن تقویت می‌شود. معمولاً اطرافیان، زمانی‌‌که تسلیم نِق‌‌زدن می‌‌شوند که خودشان تاب شنیدن کودکی را ندارند که در چندمتری‌‌شان نشسته و مدام یک‌‌چیزی را با گریه و شیون می‌‌گوید. سَرآخر از سَر استیصال و کلافکی می‌‌گویند: باشه، باشه بیا انجام می‌‌دهم.
کودک نق‌‌نقو دریافت می‌‌کند تنها گزینه برای رسیدن به خواسته‌‌ها پرداختن به‌‌جنگ قدرت است است. جنگ قدرتی که منجر به تسلیم منبع قدرت و یا کسی‌‌که می‌‌تواند خواسته‌‌ام را برآورده سازد، باشد. در روان‌‌شناسی از این مقوله به‌عنوان ضعف ارتباط یاد می‌شود. یعنی نه کودک مهارت‌‌های ارتباطی را بلد است و نه شخص بزرگسال آن را فرا گرفته. بلدبودن صرضاً کافی نیست. این‌‌که چه‌طور بشود این مهارت‌‌های ارتباطی را به‌‌کار برد و درمانده نشد، شرط است. برخی از بزرگ‌‌ترها هم به‌‌اندازه کودکان دچار فقدان آگاهی، دانش و مهارت هستند و گاه به اندازه آن‌‌ها دست به اعمال بدون فکر می‌‌زنند. به‌همین‌دلیل است درگیری جنگ قدرت بین بچه‌ها و بزرگ‌‌ترها این‌‌قدر شایع است. نق‌‌زدن در بیش‌‌تر وقت‌ها به‌‌طناب‌‌کشی منجر می‌‌شود. طناب‌‌کشی‌‌ای که یک‌‌سرِ آن را کودک گرفته که با ناله و فغان می‌‌گوید: «می‌‌خواهم». و سر دیگر آن را بزرگسال در دست دارد و می‌‌گوید: «خیر نمی‌‌شود».


همان‌‌طور که گفته شد نق‌‌زدن یک بدرفتاری ناشی از عدم مهارت‌‌های ارتباطی است. یعنی کودک بلد نیست بگوید چه می‌‌خواهد و از آن‌‌بَر بلد هم نیست درک کند چرا نمی‌‌شود. چون خودِ او در موضع قدرت ایستاده این برداشت را دارد که شخص مقابل(بزرگسال، مربی و معلم) از موضع قدرت می‌‌گوید: خیر نمی‌‌شود. از سوی دیگر، از لحاظ روانی و اجتماعی، مغز بسیار از کودکان بدرفتار(از جمله نق‌‌نقو) آن‌‌قدرها رشد نکرده است که بفهمند از آن‌‌ها چه انتظاری می‌‌رود. در واقع آن‌‌ها زبان و مهارت‌‌های اجتماعی لازم را برای به‌دست‌آوردن آن‌‌چه می‌‌خواهند ندارند، به‌خصوص زمانی‌‌که نیازهای آنی آن‌‌ها در نظر بزرگ‌‌ترها غیرمنطقی یا نامناسب به‌‌نظر می-آید. «جین نلسن» عقیده دارد هرچه درک بهتری از رفتار خود و کودکان‌‌مان داشته باشیم، افراد تأثیرگذارتری خواهیم بود. به‌‌عقیده برخی از روان‌‌شناسان «نق‌‌زدن» حول دو موضوع می‌چرخد:
قدرت‌‌طلبی( به‌‌این معنا که من زمانی احساس امنیت و آسودگی می‌‌کنم که حرف، حرفِ من باشد)
جلب توجه( به‌‌این معنا که من زمانی احساس تعلق می‌‌کنم که تو و بقیه به‌‌طورکامل به من توجه داشته باشید)
بیش‌‌تر بچه‌‌ها از عادت‌‌های رفتاری خود آگاه نیستند. یعنی به‌‌طور بالفعل نمی‌‌دانند چرا این رفتار از آن‌‌ها سَر زده. و چرا تمامش نمی‌کنند! نکته دیگری که در روان‌‌شناسی بدرفتاری(نق‌‌زدن) باید توجه کرد، عدم سازگاری در این کودکان است. یکی از ویژگی‌‌های اصلی کودکان بدرفتار، نبودِ سازگاری در سیستم رفتاری‌‌شان است. به‌‌طور ساده، یعنی آن‌‌ها یارای پذیرش شرایط موجود را ندارند. به-طور مثال ممکن است پدری، همیشه بعد از آن‌‌که پسرش را از استخر برمی‌‌گرداند برایش خوراکی دلخواه می‌‌خریده، اما از آن‌‌جایی‌‌که پزشک روز قبل گفته این نوع خوراکی برای سلامت دندان کودک مضر است، پدر برای اولین روز می‌‌خواهد این خوراکی را از سَر کودک بی‌‌اندازد. کودک بدرفتار و نق‌‌نقو به‌‌نظرتان می‌آید چه واکنشی نشان می‌‌دهد؟
او بدرفتاری‌‌اش را تاآن‌‌جا ادامه می‌‌دهد که پدر بگوید: «باشه، باشه بیا بریم بخریم»
اما راه‌‌حل چیست؟
کسب مهارت‌‌های ارتباطی، به‌‌کار‌بردن آن و درمانده‌‌نشدن از نگرفتن نتایج در کوتاه‌‌مدت. هرگاه ما از مهارت‌‌های ارتباطی سخن می-گوییم منظورمان بیش‌‌تر به «زبان» است. صحبت‌‌کردن و برقراری دیالوگ. کاربست مهارت‌‌های ارتباطی به‌‌طور مکرر و هربار در موضع آرام و عقلانی، کودک را در بلندمدت به سازگاری‌‌ای که مَدِنظر می‌‌رساند. مهارت‌‌های ارتباطی‌‌ای که شاید برای اولین‌‌بارها سخت باشد اما استفاده آن در سیستم کلامی و روانی، مبنای دیالوگ‌‌ها را روی غلتک می‌‌اندازد.
پدر: پسرم من می‌‌دانم تو چه‌قدر به‌آن خوراکی‌‌ها علاقه‌‌مندی و برای همین همیشه تورا آن‌جا می‌‌بردم تا حسابی کِیف کنی و لذت ببری، اما دکترت گفت برای مدتی به‌‌خاطر خراب‌‌نشدن دندان‌‌هایت نباید از آن‌‌ها بخوری. من می‌‌فهمم تو چه‌قدر آن‌‌ها را دوست داری. اما در حال حاضر نمی‌‌شود. اطمینان دارم تو به سلامت خودت اهمیت می‌‌دهی و این شرایط را درک خواهی کرد.
مهارت‌‌های ارتباطی باید تا آن‌‌جا ادامه‌‌دار باشد که ظرفیت شنیداری کودک ایجاد شود. یعنی کودک تلاش کند گفته‌‌ها را بشنود و آن-ها را زیرنظر بگیرد. معمولاً نباید به کودکان نق‌‌نقو این پیام صادر شود که از سَرِ لج‌‌بازی و یا قدرت قرار است خواسته‌‌های‌شان با ممانعت مواجه شود. شرح وضعیت موجود در کمال آرامش و این‌‌که به‌‌ چه دلیل در حال حاضر نمی‌‌شود خواسته او برآورده شود.

یاداشت‌های عماد رضایی‌نیک:


«محیط خانوادگی؟ به‌احتمال زیاد»

«لج‌بازی، بازیِ ناتمام و پُر تنش»

«او به‌معنای واقعی چه‌کسی است؟»

«مسئله‌گشایی»

و اما پیامدها…

 

 

 

 

 

, , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید