اخبار و مقالات

فروردین 25, 1399

«روزهایِ کرونا: بخش دوم؛ نگرانی»

“موقعیت‌های زندگی یک تجربه است”

قبل از هرچیز بهتر است مفهومِ «نگرانی» را با مقوله‌ی «اضطراب» در روان‌شناسی جدا سازیم. ممکن است به‌کرات شنیده باشیم، در روزهای مواجهه با کرونا، از اضطراب رنج می‌بریم. امّا مشاهدات نشان می‌دهند، اغلب کودکان به‌جای تجربه‌ی «اضطراب»، پذیرای احساس «نگرانی» بوده و هستند. تفاوت اصلی این‌دو در میزان تأثیرگذاری‌شان است. به‌طورساده، نگرانی جنبه‌ی ذهنی-فکری داشته و اضطراب ممکن است علاوه‌بر ذهن‌و‌فکر فرد، تمام نقاط بدن را دربرگیرد. یک مثال معروف در این زمینه وجود دارد. ممکن است افراد برای دیررسیدن به پروازشان، نگران باشند. اما به‌هنگامِ بلندشدن هواپیما، اضطراب را با درجات مختلف تجربه کنند. کودکان باتوجه به شرایط پیش‌آمده، احتمال می‌رود، بیش‌از‌آن‌که مضطرب باشند، نگران هستند. نگرانی آن‌ها(به‌احتمال‌زیاد، کودکان ۸سال تا۱۲سال) بیش‌ از هرچیز شامل برهم‌خوردن فرایند همیشگی زندگی‌شان است. نگرانی کودکان ۸سال‌به‌پایین، از آن‌جهت که آن‌ها شرایط رفتن به مدرسه را تنها در یک سال تجربه کرده‌اند، احتمال دارد، پایین‌تر باشد. نگرانی برای افراد، بیش‌تر جنبه‌ی «حله‌مسئله*» دارد. یعنی موقعیتی است که می‌توان با انجام‌ چندین‌کار، نگرانی به‌وجودآمده را کاهش داد. برای آن‌که نگرانی کودکان را تا حد قابل‌توجهی تقلیل داد، راه‌کارهای مختلفی مطرح شده. البته هنوز مستندات درخور و کاربردی‌ای در باب این دوران ارائه نگردیده است، با‌این‌وجود هفت راه‌حل زیر، برای روزهای درخانه و غیره پیشنهاد می‌گردد:

•به کودکان راجع‌به شرایط پیش‌آمده اطلاعات بدهیم. به آن‌ها با زبان <واقع‌بینانه> توضیح دهیم و حرف بزنیم. اطلاعات دقیق و مناسب، موجب از‌بین‌رفتن سردرگمی و در نهایت نگرانی خواهد بود. بهتر است ذهن آن‌ها خود تولید خیال‌بافی‌های گنگ و مبهم نکند.

•تلاش کنیم، تا‌حد‌امکان، محیط‌ زندگی‌مان عاری از هرگونه تنش باشد. لازم است بلافاصله، وقتی فضای خانه به‌طرف تنش می‌رود، از عمق و سرعت آن جلوگیری کنیم. ما با یک نگرانی «خارج‌از‌خانه» روبه‌رو هستیم، لازم نیست روی آن یک نگرانی «داخل‌از‌خانه» نیز بگذاریم.

•به مفهوم «گروه»‌بودن و «کار جمعی» اهمیت دهیم. قرار نیست در محیط خانه، نقش پدر‌و‌مادر فقط مراقبت یک‌سره از کودک یا کودکان باشد. در فضای داخلی خانه نیاز به تقسیم‌ ‌کار بیش‌از‌‌پیش تأکید می‌شود. این مهم منجر به مسئولیت‌پذیری‌فردی و در انتها تعهدجمعی می‌گردد.

•بزرگ‌ترها بهتر است یک برنامه‌ریزی روزانه با هم‌کاری کودکان تدوین کنند. این برنامه‌ریزی ممکن است، از‌آن‌جهت‌که طرفین در برنامه‌های یک‌دیگر دخیل باشند، موجب پیش‌بُرد روابط_عاطفی گردد. اگر کودک ترجیح می‌دهد مثلاً کارتونA را هر روز سر ساعتB ببیند، پیشنهاد می‌شود بزرگ‌تر هم‌پای او باشد و گاه از او سؤال بکند. به‌طورکلی این موقعیت، موردعلاقه‌ی کودکان است.

•محیط حمایت‌گرانه؛ منظور این است به‌مراتب مختلف کوشش شود آن‌ها حس حمایت را در خلال دل‌گرمی احساس و لمس کنند. درباره‌ی دغدغه‌های‌شان بشنوید، چیزهایی که ممکن است اذیت‌شان می‌کند، و تلاش کنید واقع‌بینانه آن‌ها با شرایط پیش‌‌آمده روبه‌رو شوند و آن را بگذرانند.
بخش قابل‌توجهی از نگرانی‌ها زمانی‌که به‌زبان می‌آید و درمیان‌گذاشته می‌شود، کم‌رنگ می‌شود.

•تاحد‌امکان از اخبار؛ چه آن خوش‌بینانه‌های نسنجیده و چه آن بدبینانه‌های فاجع‌آمیز فاصله داشته باشند. این به‌آن معنی نیست که یکهو با دست‌پاچگی و تعجیل نگذارید اخبار را تماشا کنند. گاه ممکن است رفتار بزرگ‌سالان‌از محتوای اخبارِ پخش‌شده نگران‌کننده‌تر و آسیب‌زاتر در نظر کودک جلوه سازد.

•ما شرایط را «تحمل» نمی‌کنیم، ما قرار است این دوران را در کنار یک‌دیگر «به‌سلامت» بگذرانیم. ممکن است فشار روانیِ به‌وجودآمده موجب شود، یکی از بزرگ‌سال‌ها بگوید ”این ده‌روز هم بگذرد، همه راحت شویم”، کودک نباید احساس کند ما از کنار هم‌بودن ناراحت هستیم، خیر؛ شرایط «خارج‌ازخانه» ناراحت کننده است و همه موظف به گذر از آن با یاری یک‌دیگر هستیم

•یکی‌ از پرسش‌های پیشنهاد‌شده، در ارتباط با کودکان این است که از آن‌ها بپرسیم «به‌نظرت ما از این دوران چه‌چیز یاد خواهیم گرفت؟» چه‌خوب است در همین وضعیت نامتعادل نیز ما به کودکان نگرشِ “موقعیت‌های زندگی یک تجربه است” را آموزش دهیم. رشد شناختی کودک، در گروِ این نگرش گاه خواهد بود. نگرشی که تاب‌آوری کودکان را نیز بالا می‌برد و در مواجهه با مسائل زندگی او را ایمن و آماده می‌سازد.

در یادداشت بعد، سراغ مقوله‌ی دیگری درباره‌ی «روزهای_کرونا» خواهیم رفت.
دسته نوشته های عماد رضایی‌نیک

, , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید