هنردرمانی

هنر درمانى در كودكان

هنر درمانینويسنده:باران مرادى

 

تقريبا تمامى روان‌شناسان در ارتباط با تاثيرسال‌هاى ابتدايى زندگى فرد بر دوره‌هاى بعدى كودك، اتفاق نظر دارند. وجود مشكل يا اختلال در سال‌هاى اوليه زندگى كودك، زمينه را براى ناسازگارى در دوره‌هاى بعدى زندگى محيا مى‌سازد. از اين رو شناخت و در ادامه درمان اين اختلال‌ها در اوان كودكى اهميت بسزايى خواهد داشت. يك مشكل ساده نيز مى‌تواند شرايط را براى ديگر مشكلات بوجود آورد. امروزه اختلالات رفتارى به طور چشمگيرى در جامعه مشاهده مى‌شود. اختلالات رفتارى خود منجر به بروز مشكلاتى چون: نارضايتى فردى، تضاد‌هاى اجتماعى، انواع شكست‌ها و ناشادى مى‌شود. ‏

ساليان سال است كه كودكان با اختلالات نقص توجه، بيش فعالى اختلالات تكلم، طيف‌هاى عقب ماندگى و… نياز به درمان دارند و  هنردرمانى در قالب بازى به عنوان درمان مكمل و حتى در برخى از كژكارى‌ها و كسب مهارت‌‎ها يك درمان كامل محسوب خواهد شد. كودك به مانند بزرگسالان نيازمند برقرارى ارتباط است اما از آنجا كه تسلط كافى بر زبان گفتارى خود ندارد. از اين رو هنردرمانى به صورت غيرمستقيم، ويژگى‌هاى شخصيتى  و تمايلات درونى، ناكامى‌ها، استرس‌ها و تروماهاى خود را آشكار مى‌كند. هنر درمانى در كودكان بازى و فعاليتى است طبيعى، لذت بخش، پر رمز و راز و شگفت انگيز كه كودك توسط آن به بيان احساسات، برقرارى ارتباط، خودشكوفايى و آشكار كردن آرزوها مى‌پردازد و از طريق آن كودك به برقرارى ارتباط طبيعى پرداخته و به طور عينى با دنيا كنار خواهد آمد.

تلاش كودكان در به تصوير كشيدن اشكال و محل قرار گيرى آن‌ها در كاغذ نقاشى، نوع فشارى كه كودك توسط مداد يا پاستل بر كاغذ اعمال مى‌كند، انتخاب رنگ و نوع رنگ آميزى در نقاشى، نوع فشار يا ضربه‌اى كه كودك در گِل‌درمانى بر ساخته خود اعمال مى‌كند، چگونگى نقشى كه فرد در تئاتر درمانى اجرا مى كند، نوع تكلم و استرس حاصل از آن، محل قرار گيرى فرد در رويارويى و اجراى نقش، انتخاب أنواع آلات موسيقى، چگونگى نواختن آن، چگونگى برخورد كودك  با اثر هنرى‌اش و…. همه و همه در تلطيف آلام و اختلالات كودكان موثراند.

از طرفى هنردرمانى  مى‌تواند در شكل‌گيرى خلاقيت ، ابتكار، تمركز،درك خويشتن و مهارت‌حافظه در كودكان كمك به‌سزايى داشته باشد.

 

درمان اختلالات و هنردرمانی

نويسنده: باران مرادى

هنردرمانى مناسب چه اختلالاتى مى باشد؟

 

 

هنر درمانى طيف وسيعى از درمان در اختلالات را در پى دارد و هنردرمان‌گر به عنوان روشى مكمل در درمان از آن بهره مى‌گيرد. هنگامى كه اثر هنرى خلق مى‌شود، كيفيت و زيبايى آن بر خُلق و عزت نفس و نشاط مراجع كننده تاثير مثبت دارد. با درگير شدن فرد در خلق اثر، علايم فيزيولوژيكى چون، تنفس، فشار خون و ضربان قلب آهسته شده و فرد بر خود تسلط بيشترى پيدا مى‌كند. همچنين در كودكان هماهنگى بين دست و چشم بيشتر شده و مسيرهاى عصبى در مغز به وجود آمده يا به تعادل مى‌رسند. (هرچه مسير يا ردهاى عصبى در مغز بيشتر باشد، نشان از تكامل مغز است). در افرادى كه قادر به بيان استرس‌ها و هيجانات خود نيستند، اين روش مى‌تواند معبرى امن براى ورود به بيان آن‌ها به غير از لفظ و كلام است. كودكان در بيان احساسات پيچيده خود دچار مشكل هستند و هنر درمانى راهى براى در دسترس قرار گرفتن افكار و احساسات كودكان مى‌باشد.

برخى ديگر از وضعيت‌هايى كه هنر درمانى در آن موثر مى‌باشد عبارتند از:

  • كشف احساسات مدفون شده، در مراجع
  • كودكان با ناتوانى‌هاى يادگيرى
  • آسيب‌هاى مغزى
  • افرادى كه در معرض مسائل آسيب‌زا قرار دارند
  • اختلال اوتيسم
  • كودكان با مشكلات اجتماعى يا رفتارى
  • مشكلات روانى
  • افراد مبتلا به سرطان
  • افراد مبتلا به هيستريك
  • افراد مبتلا به پاركينسون
  • افراد مبتلا به آلزايمر و….

بنابراين هنر درمانى به عنوان درمان مكمل شامل كودكان، بزرگ‌سالان و كهن‌سالان مى‌باشد.

هنردرمانگر كيست؟

هنردرمان‌گر، روان‌شناسى است كه در زمينه هنر درمان‌گرى دوره‌هاى لازم را ديده است و صاحب مدرك هنر درمان‌گرى درجه دو (مقدماتى) ويا درجه يك (پيشرفته)  مى‌باشد.

 

تفاوت هنر درمانى و هنرآموزى در چيست؟

در هنر درمانى هدف خَلق اثر هنرى نيست بلكه برآورده كردن نياز مراجع كننده بابت امرى است كه آن را به مركز هنر درمانى كشانده است، مى‌باشد.

هنر خلق اثرى پيوسته است كه هدفى والا دارد. هنرمند با توجه به توانايى كه دارد غليان احساسى خود را با توجه به معظلات اجتماعى، فرهنگى و سياسى را در غالب محصولى هنرمندانه بيان مى‌كند ولى مراجع كننده بر پايه احساسات، تفكر و يا اختلالى كه همراه اوست و نياز به درمان مكملى كه دارد، خوهان هنردرمانى مى‌باشد. اين امر مى‌تواند به صورت ارجاع مراجع كننده از سوى روان‌پزشك يا روان‌شناس باشد و يا به صورت مراجع خودبه‌خودى فرد به مركز هنر درما‌ن‌گرى انجام پذيرد…

هنردرمانی…

نويسنده: باران مرادى

تاريخچه هنردرمانى به چندين ديدگاه مختلف باز مى‌گردد.

اولين ديدگاه برگرفته از هنر كودكان است. فرانتس سيزك، آموزگار پيشرو اتريشى در حدود سال ١٩٠٠، اعتقاد داشت كه كودكان در هنر، آزادانه احساسات خود را بروز مى‌دهند و در سال ١٩٠٨ نمايشگاهى از هنر كودكان داير كرد. ماريون ريچاردسون در انگلستان اين ايده را وسعت بخشيد به طورى كه فعاليت‌هاى خودانگيخته در كلاس‌هاى هنرى كودكان در دهه ١٩٤٠ رواج يافت.

ديدگاه دوم از حيطه روان‌پزشكى سرچشمه مى‌گيرد. در سال ١٩٢٢ هانس پرينزهورن بر اساس هنر نقاشى بيماران روانى در تيمارستان، كتاب “هنرمندى بيماران روانى” را به چاپ رسانيد. اين كتاب دو روان‌شناس به نام‌هاى اريك گاتمان و فرانسيس ريتمن را كه از زمان شكنجه نازى‌ها در دهه ١٩٣٠ به انگلستان مهاجرت كرده بودند، بر آن داشت تا براى ايجاد مجموعه‌اى كامل‌تر از نقاشى‌ها همت كنند. آن‌ها ادوارد آدامسون رو به عنوان هنرمند در بيمارستان نترن منصوب كردند. وى موظف بود بدون هيچ دخالتى بيماران روانى را در نقاشى و طراحى يارى كند. او به اين طريق پيشگام رويكرد” كارگاه هنرى آزاد” شد.

رويكرد سوم از آدريان هيل، يعنى اولين شخصى كه اصطلاح هنردرمانى را در كتاب خود با نام “هنر در برابر بيمارى” به كار برد، سرچشمه مى‌گيرد. او در سال ١٩٣٨ از هنر براى سريع‌تر گذراندن زمان نقاهت بيمارى سل استفاده كرد. از آن پس پرشكان از او خواستند كه براى خدمت‌رسانى به ديگران، خصوصا سربازانى كه از جنگ جهانى دوم بازگشته بودند، كمك كند. اين تجربه به او ثابت كرد كه “هنر” چيزى بيش از گذراندن وقت است و در واقع افراد با به‌كارگيرى آن از فشار ذهنى رهايى مى‌يافتند.

هنر درمانی

هنردرمانى چيست؟

هنردرمانى زيرمجموعه‌اى از روان‌كاوى است. روان‌كاوى شاخه‌اى از روان‌شناسى است. روان‌کاوان باور دارند که اختلالاتی که مراجع به خاطر آن‌ها به درمان‌گر مراجعه می‌کند تنها روبنای بیماری هستند و درواقع مسئله اصلی در افراد نوع شخصیت و کارکتر آن‌هاست که ایجاد بیماری می‌کند. روان‌کاوان با بررسی گذشته افراد سعی می‌کنند تا این الگوها را از افراد شناسایی کنند و در نهایت با اعمال تکنیک‌های روان‌کاوی، ساختار شخصیتی افراد را مقاوم‌تر از گذشته کنند. كيس و دالى هنر درمانى را اين چنين تعريف مى‌كنند كه: هنردرمانى عبارت است از به كارگيرى ابزار هنرى مختلف كه بيمار بتواند از طريق آن اظهار وجود كند تا با مسائل و نگرانى‌هايى كه او را به محيط درمانى كشانيده كنار بيايد. درمانگر و مراجع در تلاش براى درك فرايند هنرى و محصول اين فرايند با هم مشاركت مى‌كنند. هنردرمانى به مخاطبان خود كمك مى‌كند تا علت وسواس‌ها، ابرز وجود، كشف احساسات، ترميم عزت‌نفس و در ترك عادات بد، را بيابد. مى‌توان گفت هنردرمانى براى تمامى افراد جامعه موثر واقع مى‌شود. آرامشى كه در پس انجام انواع هنرها به كار مى‌رود، علتى است كه شما را به سمت هنر مى‌كشاند كه در روان‌كاوى به والايش معروف است. والایش عبارت از تبدیل نیرو یا آرزویی انجام نشدنی به یک امر شدنی و ستایش‌پذیر است. این وسیله دفاعی یکی از بهترین و ارزنده‌ترین راه‌های مقابله با ناکامی است که سبب می‌گردد انگیزه‌های نامطبوع به گونه‌ای مطلوب و جامعه پسند جلوه کنند. بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، شاعران که در ارضاء انگیزه جنسی خود یا جاه‌طلبی‌هايشان و … شکست خورده‌اند از این راه به آفرینش هنری دست زده‌اند و گاهی شاهکارهای جاویدان به وجود آورده‌اند. هنردرمانى كمك مى‌كند كه فرد به ضمير ناخودآگاه خود دسترسى يافته و با اصالت احساسات پنهان شده در لايه‌هاى زيرين شخصيت‌شان آشنا شوند.

پيشنهاد مى‌كنيم كه نهراسيد و دل به دنياى هنر زنيد.  براى شروع يك برگه سپيد بر داريد، سه رنگ مورد علاقه‌تان را انتخاب كنيد و هرچه را دوست داريد، بكشيد. اگر دوست داريد براى تفسير نقاشى تان، آن را براى ما ارسال كنيد…

هنر درمانی

منابع:

هنر درمانى تاليف: ماريان ليبمن ترجمه: على زاده محمدى

هنر درمانى تاليف: بهنام اوحدى

 

 

هنر از منظر روان‌شناسی

نویسنده: باران مرادی
با ياری از زيبای حقيقى

خواستگاه اصلی اين بخش معرفى هنر درمانى و زير شاخه‌هاى آن به عنوان شاخه‌اى از علم روان‌كاوى در تسهيل و درمان بسياري از اختلالات روان‌شناختى در كودكان و بزرگسالان است. به همين منظور ابتدا به معرفى و چيستى هنر خواهيم پرداخت.

هنر چيست؟

هنر در صورت امروزى بيان هر آرمانى است كه هنرمند توانسته باشد آن را به صورت تجسمى تحقق بخشد. هنر در نزد هنرمند تصويرى آرمانى از طبيعت محسوب مى‌شود كه عبارت است از سنخ‌هاى كامل و وجهه‌اى از طبيعت يا شكل و تناسب يك انسان در قالبى هنرمندانه. در واقع چيزى به نام هنر مطلق وجود ندارد و تنها اين هنرمندان‌اند كه وجود دارند. از طرفى هنر راهى براى شناخت خود و نهايتا خالق خود مى‌باشد كه عنصر اوليه خود را وام دار طبيعت بوده و آنچه را كه به مخاطب تحويل مى‌دهد، ديگر ماده اوليه نيست بلكه چيستي و جاودانگى هنر است.

هنر براى انتقال اثر خود از حواس مخاطب بهره مى‌گيرد. لذا با بررسى هر يك از عناصر آثار هنرى، مى‌توان به انديشه و احساسات هنرمند دست يافت.

به طور كلى زيبايى آن چيزى است كه لذت بخش است و از وحدت روابط صورى برمى‌خيزد. اين در حالى است كه تشخيص زيبايى نيز لذت بخش است اما بيشتر اشتباهات در رابطه با هنر از آنجايى است كه به كارگيرى دو واژه هنر و زيبايى را معادل يكديگر قرار داده و فرض را بر آن مى‌گيريم كه هر آنچه زيباست هنر است و يا هنر زيباست. آنچه زيبا نيست هنر نيست و زشتى نفى هنر است.

در پاسخ به اين سئوال بايد گفت كه گاهى احساس‌هايى مانند خوردن، بوييدن، لامسه و … نيز لذت بخشند ولى آيا هنرمندانه‌اند؟؟؟ حقيقت اين است كه معنا و اهميت تاريخىِ تصور زيبايى، محدود اصالت هنر نامحدود است.

اگر براى قضاوت يك اثر هنرى تنها بر وجهه زيبايى آن متمركز شويم، آنگاه در ارتباط با آثار هنرى كم جاذبه تر، درك مناسبى از آن نخواهيم داشت. زيبايى يك اثر به موضوع آن بستگى ندارد. بلكه تكنيك‌هاى مختلف از درك اثر، اطلاعاتى فراتر از يك اثر هنرى به مخاطب خواهد داد كه بر شماردن آن خالى از لطف نيست.

به مثال زير توجه كنيد:دو پرتره كه زيبايى كه در اثر پيترروبنيس مشاهده مى‌شود در پرتره دوم كه اثر آلبرشت دورر است، مشاهده نمى‌شود.

در مثال اول رنگ و لعاب پرتره كودك به كار زيبايى را القاء كرده است. همچنين ناخودآگاه مخاطب در قضاوت دو اثر مداخله فراوان دارد. به عنوان مثال اثر اول طرحى از جوانى و شادابى و اثر دوم كهنگى و فرسودگى را به ذهن مخاطب القاء مى‌كند كه در قضاوت اثر تاثيرگذار است. در پايان اين بخش بايستى خاطر نشان كرد كه مسير كنونى هنر از آغاز زندگى بشر تعيين شده است و اثر هنري يك رويداد تاريخى محسوب مى‌شود. هرلحظه همراه با زايش يك اثر هنرى( اثرى واقعا جديد) مسئله هنر در ميان هنرمندان و دنياى هنر دستخوش تغيير خواهد شد.

خواستگاه هنر چيست؟

سرچشمه هنر  ناخودآگاه است كه به صورتى قابل پذيرش در اثر هنرى به ظهور مى‌رسد. در حقيقت اين ناخودآگاه هنرمند است كه با اتصال به ناخودآگاه مخاطب در اثر هنرى، دركى از سيماى هنر را بوجود آورده و مخاطب را قادر به لمس تجربه هنرمند مى‌نمايد. آشكار شدن كاركرد ناخودآگاه در هنر، كليد راهيابى به لايه هاى زيرينِ ناهوشيار در هنرمند مى‌باشد…

منابع:

هنر در گذر زمان تاليف: هلدن گاردنر  ترجمه: محمد تقى فرامرزى

تاريخ هنر تاليف: ارنست گامبريچ ترجمه: على رامين

معنى هنر تاليف: هربرت ريد ترجمه: نجف دريا بندرى