دانش عمومی روان‌شناسی

طرح‌واره‌ها،  اختلالات و…

روان‌شناسی رنگ‌ها

روا‌ن‌شناسی رنگ به معنی مطالعه تأثیرگذاری رنگ‌های موجود در محیط بر ذهن و حالات روحی افراد است.
البته این علم، یک شاخه جداگانه از روان‌شناسی نیست بلکه در میان زیرمجموعه‌های مختلف روان‌شناسی، می‌تواند بخشی از روان‌شناسی شناختی باشد.
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف با جنسیت، سن و فرهنگ مختلف فرق می‌کند، امّا بیشتر رنگ‌ها دارای معنی و تاثیر یگانه‌ای در سراسر جهان هستند.روانشناسی رنگها-سروهانا
روان‌شناسی رنگ‌ها و مطالعه رنگ‌ها به عنوان عواملی که بر رفتار و واکنش‌های افراد تاثیر می‌گذارند، اهمیت و جذابیت فراوانی دارد تا حدی که بعضی اوقات از تست روان‌شناسی رنگ‌ها برای شخصیت‌شناسی از روی رنگ مورد علاقه استفاده می‌شود.
البته تست رنگ شخصیت جوابی قطعی درباره شخصیت افراد به شما نمی‌دهد، اما می‌تواند در شناخت بهتر برخی از ابعاد شخصیت مفید باشد.‌

برای پرورش مهارت‌های کودکان‌تان، بازی هانا را به شما پیشنهاد می‌دهیم.

با شرکت در کارگاه هنر درمانی آگاهی خود را بیشتر کنید.

انگیزه‌هاي دروني

انگیزه درونی دقیقا نقطه مقابل انگیزه بیرونی است. این انگیزه به‌خاطر رسیدن به رضایتی درونی در شما ایجاد می‌شود. در واقع، خود اعمال و رفتارها برایتان مهم هستند و به عاملی خارجی گره نمی‌خورند.
انگیزه‌های درونی به عنوان نوع مهمی از انواع انگیزش، به آن دسته از انگیزه‌ها گفته می‌شود که منبع آن‌ها درون فرد و در محیط خارج وجود ندارند. پاداشت‌هایی درونی هستند، و لزوما پاداشت‌هایی ملموس نخواهد بود. فرد براساس میل باطنی‌اش دست به عمل می‌زند و به فعالیت خود جهت می‌دهد.چيزي كه باعث می‌شود فرد به عمل بپردازد موتورهایی درونی هستند که تا رسیدن فرد به هدف او را همراهي می‌كنند.
انگیزه پیشرفت ، پیوند جوئی و استقلال‌طلبی از انواع انگیزه‌های درونی هستند.
وجود انگیزش درونی باعث می‌شود کارها را به‌خاطر لذت‌بخش بودن‌شان انجام بدهید نه به‌خاطر پول یا تحسین دیگران.

چگونگی شکل گیری انگیزه‌های درونی

شکل‌گیری انگیزه در دوران كودكي رخ مي‌دهد. شیوه‌های تربیتی و والدین ، الگوهای مناسب دوران کودکی که دارای انگیزه‌های بالای درونی باشند، اطلاع آموزش و پرورش و … ، از عوامل مهم و موثر در شکل‌گیری انگیزه‌های درونی هستند. اما شکل گیری و فعالیت این انگیزه‌ها در تمامی سنین می‌تواند رخ دهد، ولی تاکید خاص بر دوران کودکی است.

اهمیت و نقش انگیزه‌های درونی

انگیزه‌های درونی عمدتا کارایی و تاثیرات عمیقتری در طول زندگی فرد خواهند داشت.اين انگيزه‌ها به عنوان ذخایری پر انرژی به شمار می‌روند که پایدارترند و عملکرد فرد را در حیطه‌های گسترده‌ای تحت تاثیر قرار می‌دهند. بر این اساس وجود یک انگیزه درونی تاثیرات خود را را در جنبه‌های مختلفی از زندگی فرد مي‌گذارند، كه يكي از آن‌ها ميل به پيشرفت است. ‪

 

تیپ ESTJ: برون گرا، حسی، منطقی، قضاوتی.

تیپ شخصیتی/تیپ ESTJ: برون گرا، حسی، منطقی، قضاوتی.

جمله‌ی افراد ESTJ: « من انرژي فراواني دارم، بنابراين مي توانم هر كاري را كه بخواهم انجام دهم»

تیپ ESTJ معمولاً از این‌که مسئولیتی داشته باشد و همه چیز را در کنترل خود داشته باشد لذت می‌برد. او دوست دارد که مسئول باشد و در گرفتن تصمیمات عینی خوب عمل می‌کند. این تیپ می‌داند که چگونه کارها را انجام دهد. او درباره هر موضوعی عقیده‌ای دارد و همیشه از کلمات مناسب استفاده می‌کند. او در محل کار خود، در سازمان دادن به روش‌ها، سیاست‌ها و فعالیت‌ها عالی عمل می‌کند. او از زمان و منابع به شکل مؤثر استفاده می‌کند تا نتایج ملموس و فوری بگیرد. تیپ ESTJ دوست دارد حساب شده ریسک کند و به محیط‌های با ثبات و قابل پیش‌بینی علاقه دارد.

تیپ ESTJ  در محل کار در سازمان دادن به روش‌ها، سیاست‌ها و فعالیت‌ها عالی عمل می‌کند. از زمان و منابع به شکل مؤثر استفاده می‌کند. تا نتایج فوری و ملموس بگیرد. برای حل مسئله، رسیدن به نتیجه و پیشرفت آماده است و از دیگران انتظار دارد از خود صلاحیت نشان دهند. به خوبی آنچه را که غیر منطقی است درک می‌کند. او دوست دارد که ریسک‌های حساب شده بکند. او محیط باثبات و قبال پیش بینی را دوست دارد اما اطرافش پر از انواع آدمهاست. در بهترین حالت سخت‌گیر، محکم اما منصف است. می‌تواند سخت‌گیر و متوقع باشد. به کسانی که برابر او می‌ایستند احترام می‌گذارد، به شرط آنکه آنها واقعیت‌ها را بشناسند، از قوانین اطلاع داشته باشند و مایل باشند در برابر کارهایشان مسئولیت را بپذیرند. او معتاد به کار است و بسیار تلاش می‌کند. ممکن است برای رسیدن به خواسته‌های خود دیگران را پایمال کند.

تیپ ESTJ در ارتباط با دیگران دوست دارد به او مسئولیت داده شود و نقش مشاور را بازی کند. آماده است که از خود گذشتگی کند تا پایبند تعهدات خود باقی بماند. بعد از اتمام کارش می‌تواند بسیار تفریحی و سرگرم کننده باشد. از بسر بردن اوقات خود با خانواده و دوستانش لذت می‌برد. ممکن است ساختار، نظم و اراده خود را بر همه تحمیل کند. این تیپ معتقد است که راهش بهترین است. صریح، صادق و رک است. او می‌تواند ناشکیبا باشد و ممکن است در شنیدن نظرات دیگران و درک احساسات خود و دیگران با دشواری روبرو باشد. ظاهر سختی دارد اما درونش لطیف و ملایم است و با کسانی که به آنها اعتماد کند بسیار ملایم است. دوست دارد برای افراد خانواده و برای سلامتی آنها، هزینه کند. موفقیت و خوشبختی خود را با توجه به کارهایی که در دنیای واقعی انجام می‌دهند، می‌سنجد.

تیپ ESTJ دوست دارد اوقات فراغت خود را به شکل مولد و سازنده بگذارند. فعالیت‌هایی که کار را با برنامه‌های اجتماعی ترکیب می‌کنند، مانند گلف بازی کردن با همکاران تجاری و اداری برای آنها بسیار جالب توجه است. می‌تواند مسئول سازمان‌های خدمات اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه و خیریه باشد. او با خوشحالی زمان خود را صرف کارهایی می‌کند که آن را باور دارد. در ضمن از تفریح کردن با دوستان و افراد خانواده و از لطیفه گفتن با آنها لذت می‌برد.

پیشنهادهای توسعه فردی برای یک ESTJ

به نقطه‌نظرات دیگران گوش فرا دهید.
راه‌حل‌های برد-برد پیدا کنید.
تلاش‌های دیگران را تأیید کنید و به آن‌ها ارزش بدهید.
به کارهایی که به درستی انجام می‌شوند مهر تأیید بزنید.
تنها به چیزهایی که باید اصلاح شوند اشاره بکنید.
با کسانی معاشرت کنید که به روش مستقیم و صریح شما احترام بگذارند و از شما مرعوب نشوند.
محدودیت‌های واقع‌بینانه برای خود و دیگران در نظر بگیرید.
از دیگران به همان اندازه که خودتان کار می‌کنید، کار بکشید.
به دیگران نگویید چه باید بکنید و چه باید بکنند.
فرض را بر این نگذارید که شما می‌دانید بهترین کار کدام است.
به دل و هراس‌هایتان توجه کنید.
تنها به خشم‌تان توجه ننمایید.

نوع نگرش = میزان آشفتگي فکری

افراد به دليل تفاوت‌هاي فردي، در برابر اسـترس به صورت‌های گوناگون پاسخ مي‌دهند و شـدت فشـار ادراك شـده و چگـونگي واكـنش بـه آن ، وابسته بـه طـرز فکر و برداشتي است كه فرد از آن دارد و در وی ايجاد آشفتگي مي‌كنند، اين نگرش ما نسـبت به رويدادها است كه سبب آشفتگي ما مي‌شود.

راه‌های مقابله با استرس

  • ‪ روش اول انکار است که روش نادرستی محسوب می‌شود و در بعضی از افراد دیده می‌شود.
  • ‪روش دوم استفاده از روش‌های مقابله سالم و حل مسئله است.
  • ‪تغییر تفکر، در این موارد معمولا فرد به کمک نیاز دارد تا منبع استرس مشخص شود و با حفظ آرامش بهترین راهکار برای مقابله پیدا کنند.
    ‪آیا طرز فکرم درست است؟
    ‪اگر فرد دیگری در موقعیت من بود، به او چه می‌گفتم؟
    ‪فرض کنیم اتفاق افتاده است، در حال حاضر چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
  • ‪اصلاح عادت‌ها
  • ‪آرام‌سازی ذهنی‌عضلانی: آموزش آرام‌سازی ذهنی‌‌عضلانی نیز حتما باید زیرنظر روان‌شناس به فرد داده شود. استرس باعث سفت شدن عضلات، تپش قلب و تند شدن تنفس می‌شود.

 

مدیریت زمان

معمولاً همه ما به یک دليل دچار کمبود زمان نمی‌شویم؛ دلایل مختلفی برای کمبود زمان وجود دارد؛ درنتیجه تشخیص این‌که چرا دچار کمبود زمان شده‌ایم نیاز به بررسی دارد.

١-كمال طلبی:
کمال طلب‌ها، کسانی هستند که برای هیچ کاری،‌ استاندارد كمتر از صد را نمی‌پذیرند.٦٠ يا٧٠٪؜ براي آنها قابل پذيرش نيست.

٢-اهمال کاری:
گاهی اوقات، مشکل ما واقعاً کمبود زمان و مدیریت زمان نیست. بلکه عقب انداختن کارها به زمان دیگر است.

٣-بيشتر غرق در رويا هستيم تا هدفگذاري هاي واقعي:
برخی از ما به دلیل رویاهای بزرگی که در سر داریم، احساس می‌کنیم به کمبود زمان گرفتار شده‌ایم.

٤-مهارت حل مسئله نداريم:
گاهی اوقات، مسیر کار ما نادرست است. به جای اینکه مسیر کار را درست کنیم، به صورت موردی مشکلات را حل می‌کنیم.

٥-ميخواهيم همه كارها را خودمان انجام دهيم:
ما خیلی وقت‌ها در واگذار کردن کارها به دیگران، ضعیف عمل می‌کنیم.

٦-مهارت تصمیم گیری و اولویت بندی در ما ضعيف است:
گاهی اوقات، ممکن است احساس کنیم که حجم فعالیت‌ها زیاد است و نمی‌دانیم که بهتر است کدام را به نفع کدام کنار بگذاریم.

٧-مهارت نه گفتن نداريم:
شاید ما هم از جمله کسانی باشیم که نمی‌توانيم به سادگی به دیگران «نه» بگویيم. به همین دلیل، قسمت عمده‌ای از وقت خود را صرف انجام کارهایی می‌كنيم که به دلیل خجالت یا رودربایستی یا دلایل مشابه، پذیرفته‌ايم.

٨-گاهي اوقات تنها روي يك بعد متمركز ميشويم:
مسئله‌ی دیگری هم وجود دارد که گاهی از چشم ما دور می‌ماند: “ما آن‌قدر درگیر مدیریت زمان می‌شويم که مدیریت انرژی را فراموش می‌کنیم.”

سازگاری یک نوع رفتار است…

سازگاری یک نوع رفتار است. یک‌نوع رفتار آموختنی که در آن فرد به محرک‌های محیط روبه‌روی‌اش توجه کرده و بر اساس آن تصمیم به‌یک رفتار اثربخش می‌گیرد. مثال ساده‌اش ترافیک است. شما در یک ترافیکِ طولانی و اعصاب‌خرد‌کُن می‌توانید رفتار سازگارانه یا سازش‌مآبانه داشته باشید.سازگاری-سروهانا

 

سازش‌مآبانه‌اش این است که تا خودِ مقصد بد‌و‌بیراه بگویید و حرص ترافیک را بخورید؛ و سازگارانه‌اش این است که تا مقصد مثلاً یک قصه‌ی صوتی یا یک قسمت از پادکست محبوب‌تان گوش‌ دهید. اگر موقعیت را کمی لذت‌بخش و مثمر‌ثمر‌ پایان برسانید، سازگاری کرده‌اید.

 

تیپ ESTP: برون‌گرا، حسی، منطقی، ادراکی.

تیپ‌شخصیت/تیپ ESTP: برون گرا، حسی، منطقی، ادراکی.

تیپ ESTP معمولاً شخصی مطمئن و جالب است. دوست دارد با کسانی باشد که علایق و ماجراهای لذت‌بخش خود را با او در میان بگذارند. رفتاری جذاب و همه‌گیر دارد اما در ضمن می‌تواند صریح، مستقیم و قاطع باشد. انرژی بیش از اندازه دارد. پیوسته در تب و تاب و تلاش است. این تیپ در محل کار مبتکر، پرمایه و عمل‌گراست. دوست دارد با حقایق روبه‌رو شود و به شدت نتیجه‌گراست. او در برخورد با مسائل از منطق استفاده می‌نماید و زیر فشار بسیار خونسرد عمل می‌کند. او از مشاغل پرانرژی و پر استرس لذت می‌برد و می‌تواند چند پروژه را با هم انجام دهد.

تیپ ESTP در محل کار مبتکر، پرمایه و عمل‌گرا است. دوست دارد با حقایق روبرو شود. به شدت نتیجه‌گرا است و در برخورد با مسائل از منطق استفاده می‌کند. او می‌تواند حقایق مختلفی را درک و آنها را به یاد بیاورد. از اینکه در آخرین لحظه کارها را انجام بدهد، لذت می‌برد. زیر فشار بسیار خونسرد است. می‌تواند موقعیت‌های پر فشار را نرم و ملایم بکند. رفتاری محکم و فشرده دارد. او دنبال موفقیت و شناخت می‌گردد. رقابت‌جو است و در بحران‌ها و گرفتاری‌ها به هیجان می‌آید. تنها در صورتی مطابق مقررات رفتار می‌کند که بتواند به خواسته‌های خود برسد. متقاعد کننده است و خودش را به سرعت بالا می‌کشد. اغلب چند پروژه را با هم انجام می‌دهد. از مشاغل پر انرژی و پر استرس لذت می‌برد. جمله‌ی افراد ESTP: «فرد کنجکاوی هستم و می‌توانم به ايده‌ها توجه کنم و سريعا تصميم بگيرم»

تیپ ESTP در ارتباط با دیگران مستقل است و آزادی را دوست دارد. او دوست ندارد کنترل شود. زیر فشار به سادگی احساس می‌کند که گیر افتاده است. همیشه مترصد ماجراها و تجربه جدید است. خوشبین است و وقت زیادی را صرف نگرانی و تأسف نمی‌کند. آشنایان زیادی دارد و با گروه‌های مختلف مردم به خوبی کنار می‌آید. علاقه چندانی به پرداختن به مباحث عاطفی و میان فردی ندارد. او دوست دارد شرکای زندگی بالقوه خود را تحت تاثیر جاذبه، موفقیت و توانمندی خود قرار دهد. در زمینه‌های مادی بسیار سخاوتمند است اما ممکن است کارهای مشخصی را که برای ایجاد صمیمیت لازم است فراموش کند. شادی و هیجان را به روابط خود می‌آورد. تحت تأثیر تضاد و تعارض تحریک می‌شود و به هیجان می‌آید. این تیپ می‌تواند غیر قابل پیش‌بینی باشد. ممکن است عکس آنچه را که شما انتظار دارید انجام دهد و لزومی برای توجیه رفتارش احساس نکند.

تیپ ESTP دوست دارد که در کانون صحنه قرار بگیرد و داستان تعریف کند و لطیفه بگوید. او از چیزهای خوب زندگی لذت می‌برند و وقت زیادی را صرف معاشرت‌های اجتماعی می‌کند. دوست دارد ریسک بکند و کارهای مخاطره‌آمیز انجام بدهد. از جمله، از کوهنوردی، اسکی، شکار، پرش با چتر نجات، قایقرانی و موج‌سواری لذت می‌برد. روابط شخصی و صمیمانه برای او از اهمیت چندانی برخوردار نیست. او به رقابت، فعالیت و ماجرا بهای بیشتری می‌دهد.

پیشنهادهای توسعه فردی برای یک ESTP

اگر می‌خواهید در محل کار مورد احترام دیگران واقع شوید به روش‌های استاندارد انجام کارها توجه کنید.
برای اینکه پروژه‌های شما با قبولی بیشتری مواجه شوند، برنامه علمی بریزید و به بداهه‌کاری صرف توجه نداشته باشید. سرهم‌بندی نکنید.
به کارهای ناخوشایند اما مهم توجه کافی مبذول دارید.
مراقب باشید که دیگران را با قاطعیت و رک‌گویی بیش از اندازه خود ناراحت نکنید.
سعی کنید با توجه کردن به دیگران سخاوت خود را نشان دهید.
«دوستت دارم» گفتن را فراموش نکنید. از دیگران تعریف و تحسین کنید.
آنقدر در پروژه‌های خود محو نشوید که دوستان و عزیزانتان را فراموش کنید.
به ارزش‌های والاتر توجه داشته باشید‌.
به اینکه اعمال و رفتار شما، روی شما و دیگران چه تأثیری بر جای می‌گذارد، توجه کنید.

روان‌شناسی اجتماعی

روان‌شناسی اجتماعی علم مطالعۀ راه‌هایی است که از طریق آن افکار، احساسات و رفتارهای افراد تحت تأثیر حضور واقعی یا خیالی سایرین قرار می‌گیرد. هدف اصلی روان‌شناسی اجتماعی شناسایی خصوصیات فطری انسان است که تقریباً هر کسی را فارغ از طبقۀ اجتماعی یا فرهنگ در برابر نفوز اجتماعی آسیب پذیر می‌سازد.
روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهند که تحت برخی شرایط «کبوتر با کبوتر، باز با باز» و تحت شرایط دیگر «متضادها جذاب‌تر هستند» مصداق دارد. به‌همین منوال، در برخی شرایط «دوری و دوستی» و در شرایط دیگری «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» مصداق پیدا می‌کند. با توجه به پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی یکی از این ضرب‌المثل‌ها احتمالاً مصداق بیشتری پیدا می‌کند.
به عنوان مثال، روان‌شناسی اجتماعی برای پی‌بردن به این‌که چرا افراد عمداً به فرد دیگری صدمه می‌زنند، بر فرآیند‌های روان‌شناختی تمرکز می‌کند که پرخاشگری را در موقعیت‌های خاصی برمی‌انگیزند  و از طرفی جامعه‌شناسان علاقه‌مند به چرایی سطوح متفاوت خشونت در گروهی در یک جامعه هستند.

آیا فراموشی راهی‌ست مقطعی که به شادکامی می‌انجامد؟

شادی، کنار آمدن با تلخی جهان و با نگاهی نیچه‌ای، «آریِ تراژیک» است به زندگیِ در پیشِ رو. در این آریِ تراژیک حجمِ وسیعی از پذیرشِ رنج نهفته است در کنارِ شوری برای لذت، برای زیستنِ در همینِ جهان. هم می‌توان از آن متنفر بود و هم شورمند. در چنین وضعیتی‌ست که احتمالا «هنر» می‌تواند از ما در مقابل حقیقت و جهانی که در آن زیست می‌کنیم، محافظت کند. هنر، پذیرشِ متعالی این جهان است. نه آنچنان به آن «آری» می‌گوید که ساده‌لوحانه همه‌چیز را فراموش کند و حل شود در گزینشی مثبت از جهان و نه آنچنان «نه» می‌گوید که نبیند زیبایی را، نبیند گاهی شکوه چیزها را . گویی در آستانه ایستاده است، در آستانه آری-نه به جهان. غریبه‌ای است میان این دو. پناهگاهی‌ست در آستانه، دفاعی قابل قبول در مقابل رنج‌ها.البته منظور از هنر، یک پدیده‌ی واحد نیست که بشود به هر چیزی که مولف‌اش آن را یک اثر هنری می‌نامد، نسبت داد. منظور از هنر، اثری‌ست که در آن تولید و خلقی نو صورت می‌گیرد و از سویی موجب کاتارسیس (پالایش روانی) می‌شود. در پالایش روانی، آدمی، هیجان‌های منفی و مثبت را تجربه می‌کند. رنج می‌برد در کنار لذت. می‌گرید و می‌خندد؛ زیست می‌کند در آن اثرِ هنری. پس ما با هنرها روبه‌روییم نه هنر. ارسطو هنر را تقلیدی از زندگی می‌دانست. اما تقلیل گرایانه‌است که هنر را صرفا تقلید بنامیم. هنر رابطه‌ای دیالکتیک با زندگی دارد، تاثیرمی‌گیرد و تاثیر می‌گذارد. در آستانه ایستاده است. هنر، آشفتگی و بی‌نظمی زندگی را در الگوی‌یی ارایه می‌دهد، تقلید صرف نیست. تقلیدِ آشفتگی، پریشانی‌ست، نه هنر. هنر، شکل دادن است؛ طرحی نو درانداختن. آدمی، هنر را اختراع می‌کند تا خشکیِ حقیقت او را از پای در نیاورد. حقیقت، بر ماست، هنر از ما. شاید شکلی از حقیقت، چونان تاریخ، خشک باشد و راکد. هنر به میدان می‌آید تا بشود حقیقت را برساخت؛ انسانی‌‌اش کرد. بشود با تفسیر با آن مواجه شد، نه آن‌چنان بی‌دفاع و عریان. هنر، جهان را قابلِ سکونت‌تر می‌کند، می‌شود با آن گاهی از وضعیتِ موجود رضایت داشت؛ رضایت از خود و دیگری؛ چیزی شبیه به آنچه شادکامی‌اش گویند. هنر، تسهیل‌گر این راه است، بشکلی غیرمستقیم.

تیپ ENTP: برون گرا، شهودی، منطقی، ادراکی.

دانش عمومی روان‌شناسی/ تیپ شخصیت

تیپ ENTP معمولاً فردی پر انرژی، با پشتکار و مطمئن است. به کار کردن علاقه زیاد دارد. نوآور بوده و می‌تواند راه‌های جدیدی برای انجام دادن کارها پیدا کند. این تیپ از توانمندی تحلیلی فراوانی برخوردار است و می‌تواند مسائل مختلف را حل و فصل کند. او به تنوع و تغییر بها می‌دهد و در برابر آنچه او را کسل کند مقاومت می‌کند. در محل کار او از نبوغ و فکر خود برای حل مسائل بوجود آمده بهره می‌گیرد. او به انجام کارها به روش سنتی بی‌علاقه است. تیپ ENTP شخصی الهام‌بخش بوده و به خاطر سریع الانتقال بودن، اعتماد به نفس و اطمینانی که دارد هواداران زیادی دارد. او دوست چند کار را با هم انجام دهد و با آدم‌های متعددی در ارتباط باشد.

تیپ ENTP در محل‌کار از نبوغ و فکر بکر خود برای حل مسائل استفاده می‌کند. او با هوش و با قدرت تحلیل فراوان است و می‌تواند دیگران را متقاعد کند تا نقطه‌نظر او را باور نمایند. به روش‌های سنتی انجام دادن کارها بی‌علاقه است. به روش‌های سنتی انجام دادن پروژه‌ها بی‌توجه است و دنبال روش‌های بدیع می‌گردد. دوست دارد چند کار را با هم انجام دهد. اگر کار جالب نباشد خیلی زود مکدر می‌شود. دوست دارد با آدم‌های مختلفی در ارتباط باشد. او نمی‌تواند توجه خود را محدود کند زیرا موضوعات متعددی وجود دارند که برای آنها جالب است.
مخترعان الهام گیر که برنامه ریزی شهری، کارآفرینی،کارگردان و تهیه کننده،مشاور املاک و خبرنگار به آنها پیشنهاد می‌شود.

تیپ ENTP در ارتباط با دیگران فردی خوشبین، جذاب و جالب است و خوب صحبت می‌کند. برای آزادی و استقلال خود بهای فراوان قائل است و سعی می‌کند به جای داوری کردن درباره اشخاص آنها را بشناسد. پیوسته در اندیشه آزمایش‌های جدید است. به محض اینکه ایده جدیدی مطرح می‌شود، می‌تواند دست به کار شود. او دوست دارد شریک زندگی‌اش جالب و به لحاظ ذهنی تحریک کننده باشد و از تجربیات جدید و از ماجرا لذت ببرد. این تیپ می‌خواهد روابطش با دیگران پیوسته رشد کند. می‌تواند خودبین، اهل بحث و مباحثه و فاقد حساسیت باشد. از بحث کردن لذت می‌برد. بین تنها با خود کار کردن و معاشرت با دیگران تاب می‌خورد. ممکن است منکر تألمات احساسی و عاطفی شود. او ممکن است سرش را شلوغ نگه دارد تا احساسات خود را نادیده بگیرد. تیپ ENTP می‌تواند از دیگران فاصله بگیرد و روابط خود را در شرایط سطحی حفظ کند.

اوقات فراغت
 آرامش و استراحت برای او انجام دادن کارهای جدید است. تیپ ENTP از خنده و از در میان گذاشتن نظرات خود با دیگران لذت می‌برد. در خانه‌اش به روی همه گشوده است. او از اینکه به نقاط مختلف و جالب سفر کند لذت می برد. او همواره پذیرای امور تفریحی است.

پیشنهادهای توسعه فردی برای یک ENTP

نیروی خود را در آن واحد صرف کارهای بیش از اندازه متنوع نکنید.
فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که برای شما از هر کار دیگری ارزشمندتر است.
زمانی را که یک پروژه به آن احتیاج دارد حدس بزنید.
هر زمانی را که بدست آمد آن را دو برابر کنید.
سعی کنید با کسی متحد و دوست شوید که از پروژه مورد نظر شما لذت ببرد.
وقتی می‌خواهید ایده‌ای را ارائه دهید، پیشاپیش خودتان را آماده کنید.
این کار سبب می‌شود که برای پروژه‌های خود حمایت بیش تری بدست آورید.
توجه داشته باشید که نقطه نظرهای بیش از اندازه زیاد شما می‌تواند دیگران را خسته کند.
بعضی از آنها را برای خود حفظ کنید.
بیاموزید که در محدوده سیستم کار کنید.
کاری نکنید که فرصت و حواس شما نزد کارهای مختلف پخش شود.
به فعالیت‌هایی که می‌تواند از شدت استرس شما بکاهد توجه کنید.
به خاطر داشته باشید که بحث کردن، مشاجره نمودن برای بعضی‌ها تفریح به شمار می‌آید اما دیگران را می آزارد.
از قطع کردن صحبت دیگران خودداری ورزید.
به مزایای گوش دادن توجه داشته باشید. پاسخگو باشید.
ضرب الاجل‌ها را جدی بگیرید. به زمان و وقت دیگران احترام بگذارید.
به زمان دیگران و برنامه‌ریزی آنها بها بدهید.
آرام بگیرید و به واقعیت‌های ساده و لذت‌های روزهای زندگی که در پیرامون شماست توجه بکنید.
وقتی کار دیگری ندارید برای خودتان وقت ایجاد کنید.
بیاموزید که تألم عاطفی و احساسات منفی خود را بپذیرید، اینها بخش‌های طبیعی از زندگی هستند.
به توانمندی‌های خود بها بدهید – با پشتکار، شایسته، با صلاحیت، سازگار، نوآوری، مبتکر، کنجکاو و جدی.